فقط يك مورد ديگر باز هم در همين سورهء مائده آيه 41 :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ
. « اى فرستادهء ما ، به غم و أندوه نيندازد تو را كسانى كه در كفر شتاب مىورزند ! از آن كسانى كه با زبانهايشان مىگويند ايمان آوردهايم ، ولى با دلهايشان ايمان نياوردهاند » ! و ليكن خطاب به آن حضرت به لفظ يا أيّها النّبىّ ( اى خبر داده شده ، و از عوالم غيب مطّلع گرديده ، كه به صفت نبأ و إنباء آن حضرت را ياد مىكند ، و دلالت بر مجرّد اطّلاع و علم به عالم غيب و نزول وحى توسّط جبريل مىكند ) در سيزده جاى از قرآن آمده است .
و چون أمر به تبليغ در آيه بلّغ ، أمر و إلزام به رساندن حكم نازلشدهء از سوى خداست ، فلهذا أنسب است به لفظ رسول ، مخاطب شود تا همانند برهانى باشد بر وجوب تبليغ مضمون آيه ، تا آن حضرت را هشدار دهد كه وظيفهء رسول خدا تبليغ رسالت اوست ، طبق آنچه كه رسالت را تحمّل كرده و متعهّد به قيام در برابر مشكلات وارده از ناحيهء رسالت شده است .
دوّم كلمهء بلّغ است كه أمر است به تبليغ ، و تبليغ عبارت است از رسانيدن و ايصال كردن و ابلاغ نمودن و اتمام حجّت كردن ، غير از كلمهء قل و اقرء و اتل و اذكر و ذكّر و أمثال اينهاست كه فقط دلالت بر گفتن و خواندن و تذكّر دادن و گذشتن است . چنان كه در سورهء 33 : أحزاب آيه 38 و 39 گويد :
ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً - الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
.
« براى پيغمبر در رسانيدن و ابلاغ كردن آن چيزى را كه خدا بر او واجب كرده است هيچگونه گرفتگى و سختى و مشقّتى نيست . و اين دأب و سنّت خداوند است در همهء پيامبرانى كه قبلا آمده و وظايف خود را انجام داده و گذشتهاند ، و أمر خداوند معيّن و مشخّص و در تحت قدر و اندازه ، اندازهگيرى شده است . آن كسانى كه رسالات خداوند را تبليغ مىكنند ، و از خدا مىترسند ، و از هيچكس جز خداى ترس ندارند ، و خداوند در حساب و رسيدگى كافى