تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
پسنديده است . اى زياد ( أبو الجارود ) سوگند به خدا كه اين امانت منحصر در على بود ، و به خدا سوگند آن حضرت ( رسول الله ) هيچيك از خلايق را در اين أمر با على شريك قرار نداد . و چون زمان ارتحال على رسيد ، پسران خود را خواست ، و آنان دوازده نفر بودند ، و به آنها گفت : اى پسران من ! خداوند چنين تقدير و إراده كرده است كه در من سنّتى را از حضرت يعقوب قرار دهد . حضرت يعقوب پسران خود را كه دوازده نفر بودند ، إحضار كرد ، و آنها را به إطاعت از يكى كه معيّن كرده بود أمر كرد . اى پسران من ، من شما را به اطاعت از ولىّ و مولاى شما أمر مىكنم . آگاه باشيد كه اين دو نفر : پسران رسول خدا : حسن و حسين عليهما السّلام‌اند . از اين دو نفر إطاعت كنيد ، و گوش به فرمان آنها بدهيد ، و ايشان را كمك و معاونت كنيد ! زيرا من آنها را مورد أمانت و أمين امّت دانستم در آنچه رسول خدا مرا مورد أمانت و أمين امّت دانست در آن چيزهائى كه خداوند رسول خود را أمين امّت و مورد أمانت خود دانست ، از بندگانش ، و از غيبش ، و از دينش : آن دينى كه بر آن رضايت داشت ، و مورد پسند و إمضاى خود دانست . و بنابر اين همان منزله و مقامى را كه خداوند بر على نسبت به رسول خدا معيّن كرد ، همان منزله و مقام را براى حسنين نسبت به على مقرّر كرد ، و هيچكدام از اين دو ( حسنين ) بر يكديگر فضيلت و برترى ندارند ، مگر به زيادى سنّ . و روى همين زمينه هر وقت حسين عليه السّلام در مجلس حسن عليه السّلام حاضر مىشد ، به احترام برادر بزرگتر هيچ سخنى نمىگفت ، تا از آن مجلس برخيزد . و چون زمان رحلت حسن عليه السّلام رسيد ، اين امر ولايت را به حسين عليه السّلام سپرد . و چون زمان رحلت حسين عليه السّلام رسيد ، دختر بزرگ خود : فاطمة بنت الحسين را خواست ، و نامه‌اى پيچيده و سربسته با وصيّت ظاهر و آشكارى را به او سپرد . چون در وقت ارتحال حسين عليه السّلام حضرت سجّاد به مرض دل درد و شكم درد ( إسهال ) مبتلا بود ، و دشمنان همان مرض را براى او كافى دانستند ، كه با آن رحلت كنند ، و متعرّض كشتن او نشدند . فاطمة بنت الحسين آن نامه و وصيّت را به علىّ بن الحسين سپرد ، و سوگند به
امام شناسى (فارسى) — صفحة 94 | السيد محمد حسين الطهراني