اين شواهد در آن به يكديگر مىرسند ، و / 495 در آنها فعل الاهى مقصود و آشكار مىشود .
بعضى از اقوام و ملتها از لحاظ قوه و نيرو به مقامى برتر از جامعه عربى در هنگام نزول قرآن رسيده بودند ، ولى خدا آنان را هلاك كرد ، پس آيا اينان تصور مىكردند كه بتوانند هلاك را ، در آن هنگام كه به سرزمين ايشان رسيده است از خود دور كنند ؟ و آميخته شدن ضميرها و اشارهها در اين آيه ميان « اينان » و « آنان » حامل بيم دادنى به هلاك مشركان از راهى يا از راه ديگر است در صورتى كه همچون پيشينيان عمل مىكنند ، و در آن هنگام به راه نجاتى دسترس پيدا نخواهند كرد .
فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ
پس در شهرها به كاوش پرداختند تا مگر گريزگاهى براى خود پيدا كنند .
و « محيص » از فعل حاص يحيص است و به معنى جايى است كه مرغابى ماده در خاك حفر مىكند تا تخم خود را در آن بگذارد ، و آن اقوام تلاش كردند تا جايى براى فرار از عذاب خدا و لو به اندازهء يك محيص پيدا كنند و برايشان حاصلى نداشت و به عذاب خدا گرفتار شدند .
[ 37 ] و درسها و عبرتهاى تاريخ مىتواند عقل انسان را بر انگيزد و او را به حق هدايت كند ، ولى به شرط آن است كه بندها و سنگينيهايى نفس را از پريدن در آسمان هدايت و معرفت باز ندارد ، و مانعى براى عقل از عبرت گرفتن از شواهد و آيات براى رسيدن به حقايق فراهم نياورد .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى
همانا در اين سخن اندرزى است .
كه بشر را از غفلت و گمراهى نجات مىدهد و او را به سوى حق كه فطرى اوست باز مىگرداند و به او مىفهماند كه آيات خداوند ، چه آنها كه در قرآن است و چه آيات و نشانههايى كه در آفاق و انفس وجود دارد و چه آنهايى كه در تاريخ بشر تجلى كرده و هنوز هم خود را نشان مىدهد ، همگى پرتوهاى هدايت و يادآورى را مىافشانند . اما چه كسى از اين آيات بهره مىگيرد و مايه پند و اندرز او در زندگى مىشوند ؟ كسى كه داراى دلى زنده است .
لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
براى هر كس كه قلب داشته باشد . »