براى جزا است و حكايت از قدرت او مىكند كه كار را ممكن و بلكه محتمل مىسازد . و اين از ديد احدى از مردم غايب نمىماند و همگان آن را با دو چشم خود مىبينند ، ولى از ديد كافران و بيماردلان پوشيده مىماند . و مايهء اين پوشيدگى براى ايشان حجاب گناهان و نادانى و غفلت است ، و گوشهاى شنوا و دلهاى پاكيزهء مؤمنان آنها را مىبينند و مىشنوند و به خاطر مىسپارند .
تَبْصِرَةً
كه مايهء بينش و بصيرت است .
و بر علم و فهم و تشخيص و بينش ايشان مىافزايد .
وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ
و ياد آور هر بنده است كه رو به خدا آورد و به او باز گردد .
بر ايمان و پندپذيرى و تقواى ايشان مىافزايد . و با اين آيات به انديشهاى اساسى راهنمايى مىشويم ، / 463 و آن اين كه ايمان آوردن به خدا مركز علم حقيقى و حق است ، و جايگاه رسيدن از ايمان به ديگر حقايق ، چه مؤمن به ميانجيگرى نگريستن به چيزها ، به ديگر شناختها و دانشهاى گوناگون راهنمايى مىشود ، و در اين هنگام است كه بينشى نافذ در زندگى پيدا مىكند ، و يقين وى به حق افزايش مىيابد ، بدان سبب كه به زندگى به نور ايمان به خداى عزّ و جلّ مىنگرد كه آن رأس معرفت و ستون ايمان است ، در صورتى كه كافر به خود چيزها نگاه مىكند و لذا آنچه بر وى افزوده مىشود نادانى و كفر است ، و آيات و نشانههاى آشكار به صورت معماهايى در قلب او در مىآيد ، زيرا كه در زندگى از نورى برخوردار نيست ،
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
و آن كس كه خدا نورى براى وى قرار نداده باشد ، نور ندارد » . « 1 » به همين جهت در حديثى مأثور از امير المؤمنين ( عليه السلام ) آمده است كه : « سر لوحهء دين شناختن او است ، و درست شناختن او باور داشتن به او » . « 2 »
هامش
( 1 ) - النّور / 40 .
( 2 ) - نهج البلاغة ، خطبهء شمارهء 1 .