تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و آنچه مؤيّد اين انديشه است ، ايستار ايشان در برابر رسول خدا ( ص ) بود كه او را گاه جادوگر مىخواندند و گاه ديوانه ، و زمانى شاعر يا امين و راستگو و . . . و . . . الخ ، و اگر از وحى پيروى مىكردند ، به ايشان بصيرت و بينايى مىبخشيد و براى هر پرسش پاسخى مىيافتند ، حتى براى همين پرسش دربارهء بعث ، ولى آنان براى هوا و هوس و مصالح خويش از پيروى حق چشم پوشيدند و به سوى هرج و مرج شتافتند ، و شايد همين سبب بروز نظريه‌هاى مختلف و متناقض در همهء ميدانهاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى شد . / 461 [ 6 - 7 ] و اگر كافرانى كه در بعث و انگيزش در روز جزا شك داشتند به آفرينش نظر مىكردند و به نظم و تدبيرى كه در آن وجود دارد ، هرگز از انديشه و مفهوم بعث دچار شگفتى نمىشدند ، بدان سبب كه مشكل اساسى آنان شك كردن دربارهء قدرت خدا بر اين امر بود . و اين شك بر نادانى آنان دلالت مىكرد ، پس اگر در آفرينش خدا به تفكر مىپرداختند و شناخت ايشان به او و نشانه‌هاى تجلى يافتهء او در كاينات افزايش مىيافت ، به ايمان آوردن به قدرت خدا هدايت مىشدند . آيا آسمان را با گستردگى و استحكام آفرينش آن و ابداعى كه در آن به كار رفته است مىبينى ، و زمينى را كه خدا در اختيار آدمى قرار داده و بر پشت آن كوه‌هايى بزرگ براى حفظ توازن آن قرار داده است ، و هر چيزى را كه براى زندگى آدمى ضرورت داشته در آن فراهم آورده است : آيا همهء اينها ما را از قدرت خدا به اين كه پس از مرگ ما را بار ديگر زندگى كند بسنده نيست ؟ !
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها
پس چرا به آسمان بالاى سرشان نگاه نمىكنند ( تا بدانند ) كه چگونه آن را ساخته و آراسته‌ايم . به ستارگانى كه بر گسترهء زيبا و بديع آسمان شب پراكنده‌اند ، و به رنگ آرامبخش آبى آن در هنگام روز ؟
وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ
كه هيچ شكافى در آن ديده نمىشود . پس در ساختمان خود كمال استحكام را دارد و سوراخ و شكستگى بر آن مشاهده نمىشود .