ضامن آن است كه به هر كس كه از آن پيروى كند ، عزت و آبرو / 458 و كرامت بخشد ، و او را به اوج پيشرفتگى و بزرگوارى برساند ، چه مبدأ و نقطهء عزيمت همهء اين گونه چيزها است . ولى كافران و مشركان ، به سبب خواهشهاى نفسانى و فرهنگ منفى خويش ، از اين حقيقت غافل ماندهاند ، و در سوراخى از پرسشها و ايستارهاى قشرى سخيف و بى معنى پيش مىروند كه باعث از دست دادن اين مجد و بزرگوارى براى ايشان شده است .
امت اسلامى در رسيدن به بلوغ تمدنى كوتاهى كرده ، و از پيشرفتى كه با نخستين نهضت خود آغاز كرده بود باز مانده است ، بلكه على رغم مالك بودن كتابى عظيم همچون قرآن ، به سبب رفتار خطا آميزش با آن ، از امتهاى ديگر عقب مانده است ، چه اين كتاب در نزد بعضى از مسلمانان عنوان كتابى براى فال گرفتن و تبرّك جستن پيدا كرده ، در صورتى كه گروهى ديگر از ارزشها و برنامههاى تمدنى آن منصرف شده و به حروف آن و چيزهايى شبيه به اين پرداخته ، و بدين گونه است كه از كتاب خدا دست كشيدند و به مجد و عزتى نرسيدند ، و اين نه براى آن است كه قرآن به هدفهاى خود رسيده و ديگر كتاب مجد محسوب نمىشود ، بلكه بدان جهت چنين است كه اين مجد را جز به كسى كه از آن پيروى كند نمىبخشد .
[ 2 ] كافران مجد قرآن را طرد كردند ، و اصرار بر حركت در مسير منحرف خويش داشتند ، بدان سبب كه قرآن چيزى تازه بود ، و پيشوا و رهبرى كه در اين كتاب فرمان اطاعت از او رسيده بود ، بشرى همانند آنان و برخاستهء از ميان ايشان بوده . و اين دليلى بر آن است كه ايشان در زندگى خود از حقّ و راهنمايى عقل پيروى نمىكنند ، بلكه پيرو هواهاى نفسانى و مصلحتهاى خويشند . و چون ارزشهاى قرآن و رهبرى رسول با اين هواها تعارض دارد ، به نظر ايشان عجيب و مردود است .
بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ
بلكه از آن دچار شگفتى شدند كه بيم دهندهاى از خود ايشان به نزدشان آمد ، پس كافران گفتند كه اين چيزى عجيب است .
يعنى پيش از آن چنين چيزى در ميان ايشان سابقه نداشت ، و از همين روى