وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
و هنوز ايمان به دلهاى شما درنيامده است .
كلمهء « لمّا » دلالت بر آن دارد كه هر كس اسلام آورده است ، اميد آن مىرود كه به ايمان دست يابد ، و شايد در آن اشارهاى به تأخير آن داشته باشد ، همچون كلمهء « ثم » در بيان مثبت و ايجابى ، و حاكى از آن است كه فاصلهء ميان اسلام و ايمان چندان ساده نيست كه به زودى از آن بتوان گذشت ، و بر انسان مسلمان است كه با تلاش پيوستهء خود اين راه دشوار را بپيمايد تا بتواند به ايمان برسد . پس اگر اسلام را به معنى جواز پذيرفته شدن در يك مؤسسهء علمى عالى بدانيم ، ايمان به معنى تمام كردن دورهء تحصيلى آن دانشگاه يا دانشكده يا نظير آن و گرفتن عنوان و درجهء فارغ التحصيلى از آن است . و در حديثى مأثور از رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - آمده است : « ايمان عبارت است از : اقرار به زبان ، و شناختن و معرفت به توسط قلب ، و عمل كردن به اركان » . « 115 » در حديثى ديگر روايت شدهء از امام صادق عليه السلام چنين آمده است :
ايمان مشترك با اسلام است ، ولى اسلام مشترك با ايمان نيست » . « 116 »
وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
و اگر از خدا و فرستادهاش فرمان بريد ، چيزى از كارهاى شما نمىكاهد و خدا آمرزنده و مهربان است .
/ 442 چگونه ممكن است خداى غفور و رحيم چيزى از اعمال بندگان خودش بكاهد كه به دژ اطاعت از او و فرستادهاش پناهنده شدهاند ؟ و از اين آيه چنين الهام مىگيريم كه مقياسهاى ايمان حقيقى طاعت است ، چه طاعت آزمايشى دشوار است همراه با بيرون رفتن از زندان ذات و قدم نهادن به فضاى باز و گستردهء حق ، و تجاوز از مرزهاى ماده و رها شدن در عرصهء امور خير .
هامش
( 115 ) - بحار الانوار ، ج 67 ، ص 66 .
( 116 ) - همان كتاب ، ج 72 ، ص 23 .