سياه ، مگر به تقوا ، آيا شنيديد كه چه گفتم ؟ گفتند : آرى ، و او گفت : پس حاضران آن را به غايبان ابلاغ كنند » . « 113 » بدين گونه مسلمانان نخستين از گردنههاى عقب ماندگى جاهلى در آن هنگام عبور كردند كه از سدّ و بندها و موانع / 440 خون و رنگ و اقليم گذشتند و نيروهاى پراكندهء خويش را در زير پرچم يكتا پرستى به هم پيوستند و به صورت واحد در آوردند ، و تقوا را محور مسابقه و رقابت سازندهء خود قرار دادند .
از امير المؤمنين - عليه السلام - در اين خصوص قطعه شعرى در دست است كه در اين جا نقل مىكنيم :
الناس من جهة التمثال أكفاء * أبو هم آدم و الأم حوّاء
( مردمان در صورت با يكديگر همانندند * پدرشان آدم است و مادر حوّا )
نفس كنفس و أرواح مشاكلة * و أعظم خلفت فيهم و أعضاء
( نفسى چون نفس ديگر و روحهاى مشابه هم
فان يكن لهم من أصلهم نسب * يفاخرون به فالطين و الماء
( پس اگر نسبى از اصل خود داشته باشند * كه به آن ببالند ، آن خاك است و آب )
ما الفضل الا لأهل العلم انهم * على الهدى لمن استهدى أدلاء
( فضيلت جز مخصوص اهل علم نيست كه ايشان * هر كه را كه خواهان هدايت باشد ، به آن راهنمايى
و قدر كلّ امرء ما كان يحسنه * و للرجال على الأفعال سيماء
( و ارزش هر كس به چيزى است كه او را نيكو مىسازد * و نشانهء مردان در كارهاشان آشكار مىشود )
و ضدّ كل امرئ ما كان يجهله * و الجاهلون لأهل العلم أعداء
( و ضد هر كس چيزى است كه آن را نمىداند * و نادانان دشمنان اهل علماند ) « 114 »
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
خدا دانا و آگاه است .
اين خاتمه براى گستردن سكينه و آرامش و اطمينان در دلهاى مؤمنان آمده
هامش
( 113 ) - همان منبع ، ص 342 .
( 114 ) - همان جا .