است ، و اين وقايت جز از طريق شناختن راه و استقامت ورزيدن بر آن فراهم نمىشود ، كه آدمى را دور از موجهاى فتنهها و فشارهاى هواى نفس و تندبادهاى شهوتها نگاه مىدارد ، و به همين جهت است كه تقوا بالاترين درجه از درجات ايمان است ، به همان گونه كه درجهء ايمان برتر از درجهء اسلام است ؛ و امام رضا عليه السلام گفته است : « ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان ، و يقين يك درجه برتر از تقوا ، و هيچ چيز نيست كه كمتر از يقين در ميان مردم تقسيم شده باشد » . « 109 » اسلام شالودههاى جامعهء برتر را تقوا قرار داده است ، چه بدون آن عصبيتهاى جاهلى اجتماع بشرى را متلاشى مىسازد ، و از تكامل آن جلوگيرى مىكند ، بلكه در بيشتر اوقات به مقابلهء با آن مىپردازد و در راه ويرانى پيش مىرود .
خداوند متعال گفته است :
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
و در آن هنگام كه كافران در دلهاى خود رشك و غيرت و حميت جاهليت نهادند ، خداوند آرامش و اطمينان خود را بر فرستادهاش و بر مؤمنان نازل كرد و آنان را ملتزم به كلمهء تقوا قرار داد كه شايستهتر به آن و اهل آن بودند و خدا همه چيز را مىدانست » . « 110 » كلمهء تقوا رنگ و رمز جامعهء ايمانى و محور آن است ، و ستون به هم پيوستگى و منبع قوّت و نيرومندى آن ، در صورتى كه تعصبهاى جاهليت رنگ و شعار ديگر جوامع غير ايمانى است . . . و در آن هنگام كه اسلام به مبارزهء با اين تعصبها پرداخت ، توانست مجتمع جاهلى پراكنده شده را در بوتهء توحيد بگذارد ، و از آن حضارت و تمدنى پديد آورد كه در تاريخ همانندى ندارد .
هامش
( 109 ) - تفسير نمونه به نقل از بحار الانوار ، ج 70 ، ص 136 .
( 110 ) - الفتح / 26 .