جايى مطلوب نيست و امكان دارد دين تغيير كند و ستون اسلام از جا كنده شود ، پذيرفت . پس چون با او بيعت كردند ، مردم شام شرط بيعت را دست يافتن به كشندگان عثمان و قصاص كردن ايشان قرار دادند . پس على رضى اللَّه عنه به ايشان گفت : به بيعت در آييد و خواستار حق شويد تا به آن برسيد ، و آنان به او گفتند : تو كه قاتلان عثمان با تواند و هر صبح و شام آنان را مىبينيم ، شايستگى بيعت كردن مردمان با خودت را ندارى . و على در اين باره رأيى محكمتر و گفتارى صحيحتر داشت ، چه اگر به قصاص مىپرداخت تعصب قبيلهاى سبب پيدايش جنگ سومى مىشد ، پس منتظر آن ماند كه امر استحكام پيدا كند و بيعت منعقد شود ، و اولياى خون قصاص را از مجلس حكم مطالبه كنند ، و حكم به حق صادر و اجرا شود .
ميان امت خلافى در آن نيست كه امام مىتواند ، در صورتى كه عملى كردن قصاص سبب ايجاد تفرقه و تشتت در ميان امت شود ، آن را به تأخير بيندازد ، و به همين گونه نيز در مورد طلحه و زبير عمل شد ، و آنان على را از ولايت خلع نكردند و ديندارى او را در معرض اعتراض قرار ندادند ، و فقط چنين نظر دادند كه آغاز كردن به قتل اصحاب عثمان شايستهتر است . « 22 » سپس قرطبى در تفسير جنگ جمل پيش مىرود و مىگويد كه : گروهى از اهل علم گفتهاند كه وقوع جنگ در بصره ميان ايشان ( مسلمانان ) بنا بر چيزى جز عزم جنگ بود و ناگهانى اتفاق افتاد ، و بر سبيل دفع كردن هر يك از دو گروه جنگ را از خود به اين گمان كه گروه ديگر به حيله آن را آغاز كرده است . « 23 » من به تفاوت موجود ميان دو واقعهء بصره و صفين ، يا ميان آنها و نهروان ، راه نيافتم . مگر نه آن بود كه همهء آنها خروج بر امامى قائم بر امر بود كه اكثريت مسلمانان با او بيعت كرده بودند ، پس چگونه مىتوانيم خروج اهل بصره را صحيح
هامش
( 22 ) - القرطبى ، ج 16 ، ص 318 .
( 23 ) - همان جا .