تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
بدانيم و اهل شام يا خوارج را محكوم كنيم . بر فرض آن كه جدال هم ناگهانى صورت گرفته باشد ، چه چيز بيرون آوردن خانوادهء رسول اللَّه را از مدينه به بصره و برانگيختن سپاهيانى را در اين شهر و اظهار مخالفت از اين راه تأييد مىكند ؟ / 392 گمان مىكنم كه تاريخ ما آكندهء به اين بهانه تراشيها و شايد تناقضهايى است كه پوشش روانى پوشيدهء از شبهه‌اى دينى دارد ! و امّا سبب نفسى و روانى آن آميختن ارزشهاى دينى و حوادث ميراثى است ، و تلاش براى ايجاد حالتى از قوميت براى خصوصيات ميراثى ، بدون عرضه كردن آنها بر ارزشهاى وحى يا در معرض نقادى قرار دادن آنها با موازين شرعى ، پس هر چه به اسلام يا مسلمانان يا تاريخ اسلامى ارتباط پيدا مىكند ، در نزد بعضى حرمت و بلكه قداست دارد ، در صورتى كه در تاريخ ما به چيزهايى رو به رو مىشويم كه از شنيدن آنها عرق شرم بر پيشانى انسانيت مىنشيند ، همچون واقعهء كربلا كه در آن سيد الشهداء نوادهء رسول خدا را با لب تشنه در كنار فرات سر بريدند ، و دختران رسول خدا را به اسارت گرفتند و در شهرهاى مختلف براى تماشاى مردم گرداندند . هرگز شايسته نيست كه ما همچون كسانى باشيم كه به پيروى پدرانشان پرداختند و ميراث خود را چندان قدسيت بخشيدند كه خدا به ايشان گفت :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ ، قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا ، أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ
و چون ايشان را گفتند : باز آييد به آنچه خدا فرو فرستاد ، گفتند : بسنده بود ما را آنچه پدران خود را بر آن يافتيم ، و اگر چه شيطان آنان را به سوى عذاب سوزان بخواند » ، « 24 » و گفت سبحانه و تعالى :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
و چون ايشان را گفتندى : باز آييد به آن كه خدا فرستاد و با رسول وى آييد ، گفتند : بسنده بود ما را آنچه پدران خود را بر آن يافتيم ، و اگر چه
هامش
( 24 ) - لقمان / 21 .