تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
جاى تعجب نيست كه قرآن حكمى را بيان كرده باشد كه معمولا در ميان امتها تحقق پيدا مىكند ، حتى اگر در هنگام نزول قرآن اتفاق نيفتاده باشد ، و مسلمانان شاهد جنگى خونين ميان خود در قرن اول هجرى بودند كه شايستگى تأويلى براى اين آيه داشته باشد ، و مفسران به تفصيل دربارهء آن جنگ سخن گفته‌اند ، و ما نيز به نوبهء خود ياد كردن از قسمتى از آنچه آغاز كنندگان چنين تأويلى نقل كرده‌اند مىپردازيم ، و آنچه را كه قرطبى از قاضى ابو بكر بن المغربى در تفسير خود آورده است در اين جا نقل مىكنيم : اين آيه اصلّى در جنگ مسلمانان است ، و منبعى عمده در حرب تأويل كنندگان ، و صحابه به آن تكيه مىكردند ، و بزرگان اهل ملت به آن پناه مىبردند ، و پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آن را مورد استناد قرار داد با گفته‌اش : « عمّار را گروه ستمگر خواهند كشت » ، و گفته‌اش عليه السلام در شأن خوارج : « خروج مىكنند بر بهترين گروه ، يا در حين جدايى » كه روايت نخستين صحيحتر است ، به سبب گفتهء او عليه السلام : « مىكشند ايشان را شايسته‌ترين طايفه به حق » و آن كه ايشان را كشت على بن ابى طالب و كسانى همراه با او بودند ، پس در نزد علماى مسلمانان و به دليل دينى به اثبات رسيد كه على رضى اللَّه عنه امام بوده ، و كسانى كه بر او خروج كرده بودند باغى و ستمگر بوده‌اند ، و جنگ كردن با چنين كسى تا آن زمان كه به حق باز گردد و مطيع صلح شود واجب است ، بدان جهت كه عثمان رضى اللَّه عنه كشته شد در حالى كه صحابه از ريختن خون او برى بودند ، زيرا او از جنگ كردن با كسانى كه عليه او شورش برخاسته بودند خوددارى ورزيد و گفت : من اولين كسى نيستم كه پس از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم در امت او به جنگ برخيزم ، پس بر بلا بردبارى كرد ، و به محنت و سختى تسليم شد و خود را فداى امت كرد ، و پس از آن ممكن نبود كه مردم را به حال خود رها كنند ، پس بر باقى صحابه كه ( عمر ) در شورا نام آنان را برده بود عرضه شد كه آن را رد كردند ، و على كرّم اللَّه وجهه احقّ به آن و شايستهء آن بود ، / 391 پس آن را براى جلوگيرى از ريخته شدن خون امت بر اثر قيام ناروا عليه يكديگر و كشيدن كار به