كنند و از ريخته شدن خون مردم جلوگيرى به عمل آورند ، و اين بدون ترديد مستلزم پرداختن به جنگ و قبول مسئوليت آن است ، و اگر چنين نشود ستمكاران و آتش افروزان فتنهء جنگ همه جا را به صورت جهنمى در مىآورند .
من اصل و مبدئى را نمىشناسم كه بر پيروان خود چنين حدى از مسئوليت اجتماعى را تحميل كرده باشد ، چه اصول و مبادى مغرب زمين انتخاب نظام را حق مىداند ، در صورتى كه اسلام آن را واجب مىشمارد ، و بر مؤمن واجب مىداند كه در برابر كسانى كه طغيان مىكنند و مىخواهند بدون رضايت مردمان بر ايشان حكومت كنند به همان گونه مقاومت كنند و به مبارزه برخيزند كه با كسانى چنين مىكنند كه خواستار فساد كردن در زميناند .
قرآن پايان نبرد مؤمنان را با اين گروهها باز گشت گروه ستمگر به فرمان خدا و گردن نهادن به تطبيق احكام اسلام در قضايايى مىداند كه سبب ايجاد اختلاف ميان ايشان و گروه ديگر شده است ، و اين خود دليلى بر آن است كه مقيد بودن تام به حدود عدالت در مورد معاملهء با ستمگران ، على رغم ستمگرى و تجاوز ايشان به صلح و امنيت ، واجب است و بايد از آن اطاعت شود .
چون بدانيم كه عمل آن روز آنان شبيه مبارزهء مسلحانه در اصطلاح امروز است ، بر ما معلوم مىشود كه چگونه در نظام اسلامى بايد با گروه مخالف معامله شود ، و اين كه لازم است آنان را به حدود شرعى باز گردانيم ، / 389 بدون آن كه حقوق ايشان را مصادره كنيم و آبروشان را بريزيم و رسوايشان سازيم و به تهمتهاى بى جا متهمشان كنيم ، تا چه رسد به اين كه آنان را حق آن نداريم كه در بند كنيم و به زندان افكنيم و به تبعيد روانه سازيم و آزارشان دهيم و به قتل برسانيم . خداوند متعال مقابلهء با ستمگران را به حدّ بازگشت آنان به فرمان خدا محدود مىكند و چون چنين شود به حالى درست همچون حال ديگر افراد ملت و امت باز مىگردند .
فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ
پس اگر به قبول حكم خدا باز گشت ، ميان آن دو گروه با مراعات عدالت صلح برقرار كنيد .
روا نيست كه ميان آن گروه با گروه ديگر تمايز قائل شويد و بهانه تنها آن