پرداخته ، و مفسران در آن به تفصيل سخن گفتهاند ، و عمق قضيه به اندازهاى است كه سخن گفتن از آن در ضمن يك تفسير كافى به نظر نمىرسد ، بلكه نيازمند مطالعات مفصل است .
امّا آيه دوم از موضوع صلح ولى به صورتى عامتر سخن مىگويد و دربارهء علاقه و ارتباط ميان مؤمنان كه به درجهء برادرى كامل رسيده باشد بحث مىكند .
/ 386
شرح آيات :
[ 9 ] آيات قرآن معمولا پيش از آن كه از حالتهاى عادى بحث كند ، دربارهء بدترين حالات سخن مىگويد ، مثلا در آن هنگام كه سورة النساء از حالات اجتماعى بحث مىكند ، در آغاز آن به بحث دربارهء حالت طلاق مىپردازد كه عقدهء پيوند خانوادگى است ، و به همين گونه سورهء نور كه حدود يك خانوادهء صاحب فضيلت را ترسيم مىكند ، با بيان حد زنا آغاز مىشود ، و سورهء مائده كه سازنده حيثيت تمدن اسلامى است ، از حرام بودن تجاوز به اموال يتيمانى سخن مىگويد كه از ضعيفترين حلقههاى پيوستگى اجتماع محسوب مىشوند ، و در اين جا نيز آيات در ابتدا پيچيدهترين حالات اختلاف را مورد بحث قرار مىدهد ، و سپس به تدريج به بيان حالات ديگر مىپردازد كه پيچيدگى كمتر دارد ، پس چرا چنين است ؟
چنان مىنمايد كه در پى همهء اين حالات دو حكمت وجود دارد :
نخست : در بيان هدفى كه تسلسل حالتها سرانجام به آن منتهى مىشود ، براى آن كه مبدأ آن مورد بى اعتنايى قرار نگيرد ، و خلافهاى جزئى كه معمولا طرف توجه چندان واقع نمىشود ، و شايعاتى كه در اين جا عليه جمعى پراكنده مىشود و جلوگيرى ندارد چندان نمو پيدا مىكند كه به يك مبارزهء خونين ميان دو گروه از افراد بشر تبديل مىشود از نظر دور نماند و حقايق چنان كه بايد و شايد آشكار شود ، ناگزير بايد نخست نمونهاى آشكار از آن عرضه شود سپس ديگر حالات با آن در معرض مقايسه قرار گيرد .