تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
قَبْلُ
پس اگر اطاعت كنيد ، خدا پاداشى نيك به شما مىدهد ، و اگر پشت كنيد به همان گونه كه پيشتر پشت كرديد . كه پيغمبر شما را براى رفتن به جانب مكه پيش از صلح حديبيه فرا خواند ، و به سبب بدگمانى شما نسبت به خدا ترس بر شما غلبه كرد ، و عذرهاى واهى براى نرفتن عرضه كرديد .
يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً
با عذابى دردناك معذبتان خواهد كرد . [ 17 ] و به مناسبت گفتگو از عذرهايى كه متخلّفان دستاويز خود قرار مىدادند ، سياق قرآن از عذرهاى مشروعى ياد مىكند كه جنگ را از دوش مؤمن بر مىدارد ، تا مطلب آشكار شود ، و بازنشستگان و متخلّفان براى فرار از مسئوليت نبرد به هر عذر بى معنى و ناچيز متوسل نشوند . / 326
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ
بر كور پروايى نيست ، و بر لنگ حرجى نيست ، و بر بيمار حرجى نيست . اين از گشاده دستى اسلام و داشتن نظر متوازن به امور است ، كه در هنگام سختگيرى نسبت به موضوع جنگ و مبارزه از بيان كردن عذرهاى حقيقى كه بازنشستگان از جنگ مىتوانند از آنها بهره‌مند شوند ، غافل نمىماند ، و سپس در پذيرفتن اين عذرها يا رد كردن آنها رأى رهبر را ملاك قرار مىدهد ، چه او است كه معين مىكند چه وقت اين عذرها بايد پذيرفته يا رد شود ، زيرا كه او است كه معين مىكند در چه وضعى عذرهاى ياد شده همچون مانعى براى جنگ پذيرفته است ، و او است كه - مثلا - مىگويد چه وقت شبكور حكم كور پيدا مىكند ، و درجهء ضعف چشم كه سبب معافيت از جنگ مىشود چه اندازه بايد باشد ، يا درجهء لنگى تا چه حدّ سبب معافيت مىشود ، و اين كه آيا آن بيمارى كه مانع از جنگ نيست - همچون بيمارى ديابت - عذر محسوب مىشود يا نه . و سپس عذرهاى حقيقى ديگرى وجود دارد كه نصّ قرآن در اين جا از آنها سخنى به ميان نياورده است ، همچون فلج دو دست و فربهى بيش از اندازه ، و سفاهت . . . و شايد به همين مناسبت باشد كه قرآن پس از بر شمردن عذرهاى ياد شده در آن تأكيد كرده است
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 325 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي