مىكند ، ممكن نيست كه در ساعت آسودگى همچون امرى واقعى از شمار آنان به حساب آيد ، و مخصوصا در جامعهء عربى كه اين امر از صميميترين عادات و آداب آن زمان ايشان بوده است .
/ 323 پس كسى را كه در سختى عشيرهء خود را ترك مىكرد ، او را به صورت كامل جدا مىدانستند و طردش مىكردند ، و حتّى زناشويى كردن با افراد آن خانواده را بر او حرام مىشمردند ! بنا بر اين از سادگى است كه گفته شود : نماز خواندن به امامت على كاملتر ، و خوراك خوردن با معاويه چربتر ، و بر بالاى تلى ايستادن و به هيچ طرفى نپيوستن سالمتر است ، و كسى كه چنين شعارى براى خود انتخاب كرده باشد ، نمىتواند موحّد يا وابستهء صحيح به اسلام بوده باشد ، او يك بچهء سر راهى است و بر مؤمنان لازم است كه وابستگى او را به خودشان نپذيرند .
پايان آيه كه اكنون در صدد تفسير كردن آنيم ، به اين امر اشاره كرده و تأكيد بر آن دارد كه مستخلفان سادهلوحند و نمىتوانند راهى به فهم حقايق پيدا كنند .
امر دوم : آنچه دلالت بر نادانى ايشان دارد ، اين است كه حسد را به شخص رسول ( ص ) نسبت مىدهند ، در حالى كه معتقد به آنند كه از جانب خداى عزّ و جلّ فرستاده شده ، و آيا رسول گناه مىكند يا بر گرد نفس خويش دوران مىكند تا به جستجو براى دست يافتن به غنايم برخيزد ؟ ! اگر چنان فرض كنيم كه آنان به اين ايمان نداشتهاند كه رسول اللَّه ( ص ) از جانب خدا به رسالت فرستاده شده است ، يا اين كه رهبر حقيقى نيست ، پس چرا از او پيروى مىكنند و خواهان آناند كه در زير پرچم او به نبرد و جهاد بپردازند ؟
شايد تفسير پايان آيه آن باشد كه ايشان جز فهمى اندك ندارند ، بدان سبب كه شاهراه را گم كردهاند و لذا شناخت بعضى از راههاى فرعى براى ايشان سودى ندارد ، چه محور حقايق علم معرفت خدا و سنتهاى حق او و بصيرتهاى رسالتهاى او است ، پس چون محور را گم كردهاند ناگزير در گمراهيها سرگردان خواهند شد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: احمد آرام
ص٣٢٢