نمىكند كه آن شكستگى در ناحيهء ايشان پيدا شده است ، پس تا آن اندازه كه خدا بخواهد درنگ مىكنند ، بعد از آن با نوك عصاى خود چيزهايى بر زمين نقش مىكنند و زمين پارههاى جگر خود را از سيم و زر بيرون مىريزد - و اشاره به ستونها كرد و گفت - : مثل اينها ، پس در آن روز سيم و زر را حاصلى نخواهد بود ، و معنى گفتهء خدا
فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها
همين است » . « 25 » شايد اين نص و نصهاى مشابه به آن ما را بر آن برانگيزد كه در مقابل فساد به مقاومت برخيزيم و به جلوگيرى از انحراف بپردازيم تا ساعت ناگهان با دمار خود ما را غافلگير نكند ، خواه ساعت پايان جهان ( يوم القيامة ) باشد يا ساعت ملّتها يا ساعت افراد .
فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ
پس ياد آورى از آن در آن هنگام كه به ايشان رسيده است ، چه حاصلى دارد ؟
آيا دانش آموز در مدرسه در آن هنگام كه به سؤالات در بيرون محل امتحان پاسخ مىدهد ، مىتواند نتيجهاى به دست آورد ؟ هرگز . . . و به همين گونه از توبه ، پس از قيام ساعت ، كارى براى توبه كننده بر نمىآيد ، چنان كه خداى تعالى گفت :
فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ
در آن روز از پوزشخواهى ستمگران كارى براى ايشان ساخته نيست ، و مورد باز خواست قرار نمىگيرند » .
[ 19 ] اگر تنها انتظار و امروز به افراد افكندن و تجاهل نسبت به حقايق و پيروى هوا و هوس و بسته شدن دريچههاى قلب به سوى هدايت خدا باشد ، همه پيروان آنها را به آتش جهنم فرو مىريزد ! پس راه نجات چيست ؟
علم و توحيد و استغفار . . . وسيلهء نجات است ، بدان جهت كه به
هامش
( 25 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 24 ، به نقل از تفسير القمى / ج 2 ، ص 303 ، و اين درستتر است . صاحب نور الثقلين آن را با اغلاط فراوان نقل كرده و در اين جا تصحيح شدهء آن بنا بر اصل آمده است .