محرمات آن افزايش پيدا مىكند .
ممكن است كسى بپرسد كه : چرا رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمان يافت كه استغفار كند ؟ مگر او پاك و معصوم از هر گناه نبود ؟ چرا بود . ولى :
اولا : براى آن كه پيشوا و نمونهاى براى امت خويش در استغفار باشد .
ثانيا : براى آن كه حضور در مقام رب خواهان استغفار است ، چه آن معراج به سوى كمالى بيشتر است ، و در نتيجه ريسمانى ممتد ميان پروردگار و بندهء او به شمار مىرود ، حتى اگر شخص هيچ يك از گناهان شناخته را مرتكب نشده باشد ، و شايد تعبير به مفرد ذنب به جاى ذنوب اشاره به آن باشد كه مراد از گناه در اين جا فقط قصور و تقصيرى است كه هيچ بندهاى از آن خالى نيست .
/ 248 ثالثا : قرآن به لغت إياك اعني و اسمعي يا جارة ( مقصودم تويى و تو اى همسايه آن را گوش بده ) نازل شده ، پس رسول مخاطب است ، و مقصود از اين خطاب افراد امت .
و بار ديگر مىپرسيم كه مقصود از استغفار براى مؤمنين و مؤمنات در اين سياق چيست ؟
و جواب چنين است :
اولا : در آنچه به رسول مربوط مىشود يعنى شفاعت ، بدان سبب كه حقيقت شفاعت آمرزشخواهى از خدا براى گناهكاران است .
ثانيا : استغفار چيزى است كه بيان كنندهء رابطهء پاكيزه با ساير مؤمنان است ، و بنا بر اين دشمنانه براى آنان طلب رحمت نمىشود ، و نيز تابعانه نيست كه مؤمن بى جهتى معتقد به آن باشد كه خود و برادران دينى وى معصوم از خطا و گناهند ، چه آنان نيز بشرند و بشر گاه خطا مىكند و گاه بر راه صواب مىرود ، و اگر مؤمنى در حبّ برادران دينى خويش و بزرگداشت ايشان چندان پيش رود كه به درجهء اعتقاد به قداست براى آنان شود ، عقل او در ارزشيابى و اصلاح آنان معطل مىماند .
آرى ، آنان را گناهانى هست ولى ما را بر آن نمىدارد كه با ايشان قطع
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: احمد آرام
ص٢٤٥