تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
است ، انجام دادن سخت‌ترين اعمال را بر آن ترجيح مىدهند كه يك لحظه خود را تسليم آن رهبرى شرعى كنند كه با هواهاى ايشان مخالف است يا با نگرشهاى ايشان تعارض دارد . از اين جا است كه خدا سيئات كسى را كه از فرمان او و رسولش و صاحبان امر شرعى اطاعت كند و به خدا تسليم شود و به آنچه بر او واجب كرده است راضى باشد ، مىبخشد و از او در مىگذرد .
وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ
و كار و حال ايشان را اصلاح مىكرد . گفته‌اند كه « البال » به معنى حال يا شأن و امور انسان و مهمترين احوال او است ، و بعضى گفته‌اند كه : آن قلب است ، از اين گفته كه ( ما خطر ببالى ) به معنى بر خاطرم يا بر قلبم نمىگذرد . « 4 » اصلاح بال به معنى راحت شدن حال است به سبب چيزى كه مايهء خرسندى قلب باشد . ظاهرا اين به اعمال صالحى مربوط مىشود كه در چارچوب ايمان به انجام دادن آنها پرداخته بوده‌اند و ثمرهء آن پيدا شدن صلاحى در جانها و شؤون ايشان شده بوده است ، بدان سبب كه در راه سالم قرار داشته است ، و اگر در راه كفر مىبود به چنين ثمرى نمىرسيد بلكه خدا آن اعمال را باطل مىكرد و به گمراهى مىكشاند . [ 3 ] آيا چگونه بايد مردمان را ارزيابى كنيم ، و بنا بر چه معيار و مقياسى ؛ آيا بايد اين ارزيابى بر پايهء زبان يا سرزمين يا خويشاونديها يا به اندازهء مال و مقام و سلطه‌اى كه دارند بوده باشد ؟ هرگز . . . از آن نظر كه همهء اينها رنگ جاهلى و از ميراثهاى جاهليّت و عقبماندگى است ، پس آيا با كسى كه به زبان عربى سخن مىگويد ، هر چند خائن و شقى بوده باشد ، دوستى مىكنى ؟ و كدام يك از اين دو در نزد تو بر ديگرى برترى دارد : يكى آن كه در سرزمينهاى دور زندگى مىكند و براى تو خدمتى و كارى انجام داده است ، و ديگرى همسايه‌اى كه پيوسته به تو آزار
هامش
( 4 ) - القرطبى ، ج 16 ، ص 224 .