گفتهاند كه معنى آن است كه : بزنيد همچون زدن گردنها .
شايد اين كلمه الهامبخش آن باشد كه بايد جنگ را با قويترين سلاح از ميان برد كه چنين جنگ را جنگ صاعقه آسا مىگويند و در آن معمولا زيانهاى هر دو طرف به حد اقل كاهش پيدا مىكند ، بر خلاف جنگ فرسايشى كه گاه وبالى بر هر دو طرف است .
شايد جنگ صاعقه آسا همچنين در آيات ديگرى از قرآن مورد نظر بوده است ، همچون در اين گفتهء خدا / 211 سبحانه و تعالى :
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ
.
حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ
تا آن گاه كه ايشان را به خون آغشته ساختيد .
گفتهاند : ثخن به معنى غلظت است ، و به غلبه نيز اطلاق مىشود ، و از لسان العرب نقل شده است كه : أثخن يعنى غلبه پيدا كرد ، و بعضى گفتهاند كه به معنى انبوهى كشتگان و زخميان بر روى زمين است .
فَشُدُّوا الْوَثاقَ
پس آنان را سخت ببنديد .
يعنى به طناب يا چيزى مانند آن محكم ببنديد كه اين كنايه از اسارت ايشان است .
و از آيه چنان الهام مىگيريم كه مرحلهء اسير گرفتن پس از مرحلهء جنگ است ، پس مىبايستى نبرد كنندگان پيش از مقهور كردن دشمن با اسير گرفتن آنان از حالت جنگى انصراف پيدا كنند .
فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً
و پس از آن يا منّت نهادنى است و يا فدا گرفتن .
در اين جا رهبر جنگ مختار است كه ، يا در صورت مصلحت ندانستن نگاهدارى اسيران يا همچون مصلحتى مهم براى مسلمانان ، بر دشمن منت نهد و اسيران را آزاد كند ، و يا با گرفتن مقدار مالى به عنوان فديه براى هر اسير از دشمن به آزاد كردن آنان بپردازد ، و گاه ممكن است كه اين عمل آزاد كردن در مقابل