در چارچوب ايمان و بر اساس آن و برخاستهء از ارزشهاى آن .
وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ
و به آنچه بر محمّد نازل شد ايمان آوردند .
به رسولى كه خدا رسالتهاى خود را به او كامل كرد ، و قلبهاى خويش را با تعصب و حسد و كينه و دشمنى با رسول و بزرگى فروشى نسبت به او تباه نكردند ، و آيه اشاره به ضرورت ايمان آوردن به محمّد پيغامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) به صورتى كامل دارد ، پس آن كه گمان مىكند كه رسالت او مخصوص اعراب است ، يا اين كه او رهبرى بشرى است و با عصمت الاهى تمايز پيدا نكرده است ، يا اين كه از روى هواى نفس سخن مىگويد ، يا اين كه متناسب با اوضاع و احوال پريشان گويى مىكند ، و نظاير اينها ، كسى نيست كه به حق به محمد ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) ايمان آورده باشد ، در صورتى كه خدا گفته است :
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
آنچه را كه رسول به شما داد بگيريد و آنچه را كه از آن ممنوعتان كرد ترك كنيد » ، « 1 » و گفت :
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
و همانا تو خلق و خويى بزرگ دارى » ، « 2 » و گفت :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ
و اگر گفتههايى را بر ما مىبست ، او را به دست راست مىگرفتيم ، و سپس رگ گردن او را قطع مىكرديم » . « 3 » / 207 ايمان به محمد ( ص ) گواهى بر راستى ايمان به خدا است ، پس هر كه در برابر اين ايمان به استكبار بپردازد ، به حق كفر ورزيده كه اساس هر ايمان است .
وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ
و آن حقّ و از پروردگار ايشان است .
پس چون حق و از خدا است ، ناگزير بايد به او تسليم شد ، نه بر اساسهاى باطل ، پس از آن نظر كه محمّد ( ص ) خليفهء خدا در زمين است ، ناگزير بايد از او
هامش
( 1 ) - الحشر / 7 .
( 2 ) - القلم / 4 .
( 3 ) - الحاقة / 44 تا 46 .