براى كفر ورزيدن به آن نمىيابد ، از آن روى كه قرآن با حقايق عقل توافق دارد .
آن چند نفر جن بدين گونه محتواى رسالت را دليل محتواى حق آن دانستند ، پس رسول را به رسالتش شناختند و او را تصديق كردند .
وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ
و به راهى راست .
در كتاب آيهاى نيست مگر اين كه عقل به آن حكم مىكند ، چيزى كه هست عقل قدرت آن را ندارد كه براى تحقيق حق به شناخت شرايع آشكار بپردازد .
پس - مثلا - بندگى خدا و آزاد شدن از طاغوت و عدالت و پيشرفت و هميارى و صلح از حقايقى است كه شرح آنها را به ياد ما مىآورد و عقل به آنها گواهى مىدهد ، ولى آيا چگونه مىتوان به آنها تحقق بخشيد ؟ پاسخ به اين پرسش را از رسالتى مىيابيم كه ما را به راههاى آشكار و استوار براى رسيدن به هدفهاى عالى رهبرى مىكند ، و آن همان است كه به نام شريعت و احكام آن مىخوانيم .
[ 31 ] و بيم دهندگان جن در آن درنگ نكردند كه پس از شناختن صدق رسالت مسئوليت صادر كردن فرمان اطاعت از رسول را صادر كنند و بگويند :
يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ
اى قوم ما ! دعوت خوانندهء به خدا را اجابت كنيد ، و با كلمهء « قومنا » اشاره به آن كردند كه خواهان خير ايشانند از آن نظر كه از قوم ايشاناند ، و سپس به فرمانبردارى از رسول به ايشان امر كردند ، بدان سبب كه مردمان را به خدا دعوت مىكند ، و از اين راه قرآن به ما اين را مىآموزد كه به بزرگداشت هيچ كس يا به اطاعت او نپردازيم مگر / 182 به نام خدا و به اعتبار خوانندهء به خدا بودن او .
وَ آمِنُوا بِهِ
و به او ايمان آوريد .
شايد اجابت كردن به معنى تسليم شدن به او به صورتى اجمالى باشد ، در صورتى كه ايمان به معنى عمل كردن به رسالت او است .
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
تا گناهان شما را بيامرزد .
گناهى كه بر ما تراكم پيدا كرده و لذات آنها از ميان رفته و انگيزههاى