آنها متلاشى شده ، در صورتى كه زشتى و آثار آن بر قلب باقى مانده است ، و عواقب آن در آينده دامنگير ما خواهد شد ؛ شايد بتوانيم آنها را فراموش كنيم ، ولى كتاب پروردگارمان آنها را شمرده و ثبت كرده ، و به همين سبب است كه خلاص يافتن از آنها منتهاى آرزوى يقين كنندگان به خدا است ، و بزرگترين انگيزه براى فرمانبردارى ايشان از رهبرى شرعى ، و جهاد كردن در راه بر افراشتن كلمهء حق ، و شايد شهادت در راه خدا .
مفسّران مىپرسند كه چرا گفت :
مِنْ ذُنُوبِكُمْ
، مگر نه آن است كه اسلام آوردن مايهء آمرزيده شدن گناهان پيش از آن مىشود ، و اين بدان معنى است كه خدا همهء گناهان صورت گرفتهء پيش از آن را مىآمرزد ؟ و لذا بعضى گفتهاند كه « من » در اين جا زائده است .
ولى ديگران گفتهاند كه « من » زائده نيست ، و به مجرد مسلمان شدن شخص از آثار همهء گناهان پاك نمىشود ، بلكه با انجام دادن هر چه بيشتر واجبات مقدار بيشترى از گناهان بخشيده مىشود تا جز اندكى از آن باقى نماند ، و به سبب همين تفسير موافق با ظاهر قرآن ( كه ظاهر آن است كه كلمه يا حرفى زايد در آن نباشد ) مؤمنان در آن مىكوشند تا هر چه بيشتر به كارهاى نيك و صالح بپردازند تا مايهء جبران گناهان و سيئات ايشان باشد .
وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
و شما را از عذاب دردناك در پناه خود قرار دهد .
كيست كه بنده را از پروردگار محيط بر او از لحاظ علم و قدرت در پناه خود قرار دهد ؟ ! و اگر جنّيان / 183 نيازمند كسى باشند كه آنان را از عذاب خدا در پناه خود گيرد ، آيا خود مىتوانند پناهگاه احدى از افراد انس باشند كه به آنان پناه برده است ؟ ! حق اين است كه : ما همگى به دنبال ايمنى مىگرديم ، پس آيا مىتوانيم آن را در نزد شخص ديگرى جز پروردگار بخشندهء خود بيابيم ، و آيا او جز از طريق فرمانبردارى از رسولش كه مردمان را به سوى او مىخواند ، ممكن است ما را در پناه