است ، اولا : بدان سبب كه بنيان خوب جلوه دادن چيزهاى بد و متشبث شدن به بهانهها و فريب نعمتهاى خدا را خوردن و اعتقاد به اين كه خدا هيچ كس را عذاب نمىدهد ، فرو مىريزد ، هرگز چنين نيست . . . مگر خدا قوم پيشين عاد را عذاب نداد ، و ثمود را كه بر جاى نماند ؟ ، و ثانيا : بدان سبب كه به ما صورتى آشكار از سختى عذاب خدا را ارائه مىدهد ، پس اگر عذاب كوچكتر بادى باشد كه به فرمان پروردگارش همه چيز را از ميان مىبرد ، پس عذاب آخرتش چگونه خواهد بود ؟ ! بنا بر اين هر چه بيمدهندگان دربارهء عذاب بزرگ روز ديگر گفتهاند شكى در آن نيست ، ثالثا : هنگامى كه عذاب خدا را كه به امتهاى پيشين رسيده مشاهده مىكنيم ، قلبها نرم مىشود و آمادگى براى پذيرفتن پندها و موعظههاى ربّانى پيدا مىكند ، در صورتى كه پيش از آن در غفلت خود سرگردان بودهاند ، و با غرور و اشتغال به شهوتهاى زودگذر و آرزوها و رؤياها پردهاى در برابر عقل و بصيرت ايشان كشيده بوده است ، و به همين جهت به غار تكذيب به آخرت پناه مىبردند و به جعل كردن شبهههايى دربارهء آن ، تا از سنگينى مسئوليت خود بكاهند ، و در چشيدن لذات سرعت به خرج دهند و تا حدّ ممكن به تسكين شهوات خود بپردازند .
بيشترين شبههها در نزد ايشان اين بود كه مىگفتند : چگونه خدا اين استخوانهاى پوسيده را كه باد آنها را جا به جا مىكند به زندگى باز مىگرداند ؟ ! و چگونه مردگانى را كه نظام ساختمانى بدنشان تباهى پيدا كرده ، و ياختههاى مغز در آنها مرده است زنده مىكند ، در صورتى كه تا كنون هيچ يك از آنان به زندگى باز نگشته است ؟ ! اين شبههاى ناچيز است ، ولى نيروى خود را از عزم بشر براى گريز از ايمان به آخرت به سبب ترس از تحمل مسئوليتهاى سنگين آن مىگيرد ، و اگر اين نباشد ، در آن هنگام كه فجر حقيقت مىدمد ، به همان گونه كه تاريكى شب از ميان مىرود آن نيز نابود خواهد شد ، ولى اين بدان شرط است كه انسان با غشاء و پوشش شهوات از آن محجوب نماند ؛ اكنون به قرآن مىپردازيم و به گفتهاى توجه مىكنيم كه براى از بين بردن اين شبهه در آن آمده و با پرسشى تارهاى / 185 فطرت را به نوسان
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: احمد آرام
ص١٨٠