تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
آن است كه جوابت را بگويم ، و اگر تو دروغ بگويى ، براى من شايسته نيست كه با تو سخن بگويم . سپس سفيهان و بردگان خود را به آن واداشتند كه به او سخنان زشت بگويند و او را وسيلهء خنديدن خود قرار دهند ، و چون شمارهء اين گونه كسان زياد شد ، او را وادار كردند كه به محوطه‌اى متعلق به عتبة و شيبة دو فرزند ربيعة پناه برد ، پس به آن زن جمحى گفت : « ديدى كه از خاندان شوهرت چه چيزها ديديم » ؟ و سپس گفت : « خدايا ! شكايت از ناتوانى قوت و اندك بودن حيلت و خوارى در برابر مردمان را به نزد تو مىآورم ، اى بخشنده‌ترين بخشندگان . تو پروردگار مستضعفانى ، و تو پروردگار منى ، مرا به كه وامىگذارى ؟ ! به بنده‌اى كه با ترشرويى با من رو به رو شود ، يا به دشمنى كه امر من را به او سپردى ؟ ! اگر به سبب خشم تو بر من نبوده باشد ، باكى ندارم ، ولى عاقبت تو بر من گسترده‌تر است ، و به نور وجه تو پناه مىبرم از آن كه غضب تو بر من فرود آيد ، يا خشمت بر من روا شود ، به تو خشنودم تا از من درگذرى ، و حول و قوتى جز به تو نيست » ، و چون چنين شد فرزندان ربيعه بر او مهربان شدند ، و به غلام نصرانى خود به نام عدّاس گفتند : مقدارى انگور از درخت بچين و آن را در اين ظرف بگذار و پيش روى آن مرد قرار ده ، و چون چنين كردند رسول اللَّه ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) گفت / 179 : « باسم اللَّه » و سپس به خوردن انگور پرداخت و عدّاس به چهرهء او نگاه كرد و گفت : به خداى سوگند كه اين سخن سخنى نيست كه مردم اين شهر بگويند ! پس پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) گفت : « اى عدّاس ! تو از كدام سرزمينى و دين تو چيست » ؟ و او گفت : من نصرانى و از مردم نينوايم ، و پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) گفت : آيا از شهر مرد صالح يونس بن متّى هستى » ؟ و غلام گفت : يونس بن متّى را از كجا شناختى ؟ و او گفت كه : « او برادر من است كه پيغمبر بود من نيز پيغمبرم » ، پس آن غلام سر فرود آورد تا به آن جا رسيد كه سر پيغمبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) و دستها و پاهايش را بوسيد ، و چون پسران ربيعه از او پرسيدند كه چرا چنين كردى ؟ گفت : اى سرور من ! در زمين بهتر از او هيچ كس نيست ، و او مرا از چيزى آگاه كرد كه جز پيغمبرى از آن آگاه نيست . سپس پيغمبر ( صلّى اللَّه عليه
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 174 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي