آن كافى است كه ما را به اتخاذ تدبيرهاى لازم براى دفع آن برانگيزد . مگر نمىدانى كه اگر احتمال منفجر شدن بومبى در خانهات برود ، فورا آن را ترك مىكنى ، حتى اگر احتمال وقوع آن تنها 5 % بوده باشد ؟
بيشتر كارهاى اجرايى كه در زمان جنگ و حتى در روزهاى صلح صورت مىگيرد ، هدفى جز دور كردن احتمالات با درجهء پايين نيست ، ولى اهميت آنها مخصوص به خطرهايى است كه بزرگ بوده باشد .
ما به كارهاى فراوان پيشگيرى براى مبتلا نشدن به سرماخوردگى نمىكنيم ، حتى اگر ترس بر نسبت 50 % بوده باشد ، ولى از خطر مرگ اگر 10 % و حتى 1 % باشد پرهيز مىكنيم .
اين كيفيت در جنبهء منفى همچون در جنبهء مثبت حوادث جريان دارد ، و شك نيست كه ما توجهى به احتمال دست يافتن به سودى اندك نداريم ، هر چند امكان آن زياد و مثلا بر نسبت 90 % بوده باشد ، ولى هر چه سود افزونتر شود ، اهتمام ما به احتمالات آن افزايش پيدا مىكند ، حتى به اهتمام به آن در اين صورت باشد كه تنها 01 / 0 % احتمال آن مىرود ، چنان كه مشاهده مىشود در لاتاريها ، با وجود آن كه ممكن است احتمال دريافت جايزه كمتر از يك در هزار باشد ، باز هم به آن توجه مىكنيم ، براى چه ؟ مگر براى آن نيست كه مقدار جايزه بزرگ است و به خاطر آن آب از دهانها روان مىشود ؟
اكنون بهتر است اين پرسش را طرح كنيم كه : آيا زندگى در آخرت ، با بيم دادنهاى به عذاب / 141 شديد جاودانى آن ، و مژده دادن به نعيم بزرگ دايمى ، مستحق اهتمام ورزيدن به آنها و امكان وقوع آنها حتى اگر بر نسبت احتمالاتى كوچك هم كه بوده باشد جدى است ؟ ! در صورتى كه نسبت احتمال آن حتى در نزد منكران ، به سبب فراوانى دلايل بر صحت آن ، بسيار بالا است .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ
بگو كه : آيا مىديديد كه اگر از جانب خدا باشد و شما به آن كافر شده باشيد .
پس چه بسيار زيان بشرى بزرگ است كه به رسالت پروردگارش كافر