پس او نمىداند كه او و ديگران با چه حوادثى رو به رو خواهند شد ، مگر آن اندازه كه خدا بخواهد و در اختيار ايشان گذارد ، بدان سبب كه رسول ( ص ) بشرى همچون ديگران است و ذاتا نمىداند كه در آينده چه پيشامدى روى خواهد داد .
آرى رسول - مثلا - مىداند كه همهء مردمان مىميرند كه ما نيز اين را مىدانيم ، اما شناخت تفصيلى و آگاهى يافتن از دقايق امور از چيزهايى است كه خدا هر اندازه مشيّت حكيمانهاش مقتضى آن باشد به ايشان مىدهد .
و رسول - چنان كه از اين بخش از آيه بر مىآيد - از همهء تفصيلات آينده آگاه نيست ، و بايد از وحيى پيروى كند كه بر حسب حكمت الاهى بر او نازل مىشود .
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
پيروى نمىكنم مگر از وحيى كه بر من نازل شود .
مفسّران در تفسير اين آيه به اشكال گوناگون سخن گفتهاند ، و به نظر من معنى آشكار است و بنا بر آنچه پيشتر گفتيم از صراحت برخوردار است ، پس عدم شناخت رسول نسبت به آنچه براى او و ديگران پيش خواهد آمد ، شامل وحيى كه به او مىرسد نمىشود ، و در اين شك نيست كه خداوند متعال به او وحى فرستاده است كه در نزد پروردگارش جايگاهى پسنديده دارد ، و اين كه دشمنان مجرم و گناهكار او جايگاهشان در آتش جهنم است .
وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
و من نيستم مگر بيم دهندهاى آشكار .
/ 140 پس من نه كفيل شما هستم و نه وكيل بر شما .
اين انديشه در قرآن حكيم فراوان تكرار مىشود ، چه در راندن انسان به ايمان آوردن به رسالت و تحمّل مسئوليتهاى آن حايز اهميت است ، چه انسانى كه او را به خدا مىخوانى ، بايد حقيقة اين را بداند كه تو مسئول او نيستى ، و او خود مسئول از نفس خويش است ، بسا هست كه همين معرفت محرك او بر تحرك ذاتى شود و در نتيجه به راه هدايت به حق برسد .
[ 10 ] در آن هنگام كه خطر بزرگ باشد ، كمترين احتمالى نسبت به وقوع