عذاب بينند ، و گسسته شود ميان ايشان همهء پيوندهايى كه بود * و ايشان كه پيروان و پسروان بودند گويند : كاش كه ما را بازگشتى بودى با جهان پيشين تا ما از ايشان بيزارى كرديمى چنان كه ايشان از ما بيزارى كردند امروز » . « 11 » [ 7 ] و اما با رسالت چگونه معامله مىكردند ؟
/ 132 جواب آن اين است كه : آنان براى طرد كردن افكار سالم قرآنى ، تهمتهايى مىبافتند و به آن مىچسبانيدند .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ
و هنگامى كه آيات بينات ما بر ايشان خوانده مىشد .
آيات الاهى واضح و آشكار و نزديك به آن بود كه به قبول كتاب خدا مجبورشان سازد ، ولى آنان با نيرو از آن جلوگيرى مىكردند ، و با اصرار هر چه تمامتر مانع رسيدن نور آن به نفوس و جانهاى خود مىشدند ، و همچون كسانى بودند كه از باران نرم به آن سبب مىگريزند كه مبادا نمى از آن به ايشان برسد ، يا از آفتاب بدان سبب خود را پنهان مىكردند كه مبادا پرتوهايى از آن ايشان را در ميان گيرد .
قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
كسانى كه كافر بودند ، چون حق بر ايشان وارد شد ، گفتند كه اين جادويى آشكار است .
هنگامى كه حق با ايشان رو به رو شد ، با كمال بيشرمى مىگفتند كه : آن جادويى آشكار است . چرا ؟ براى اين كه بر ايشان مسلط شده بود و نمىگذاشت كه با دليل و برهان با آن رو به رو شوند .
آنان مىگفتند كه : آن جادو است ، پس به ايشان گفته مىشد كه : دليل شما بر باطل بودن آن چيست ؟ پس مىگفتند : ما دليلى نداريم ، ولى قرآن جادو است ! بدين گونه آدمى با حق دشمنى مىورزد ، حتى خود را به نداشتن اراده و فهم متهم مىكند و مىگويد : من جادو زده شدهام ، و اين همه براى آن بود كه خود را
هامش
( 11 ) - البقرة / 166 و 167 .