وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و كارگاههايى از سنگ بنا مىكنيد تا مگر جاويد مانيد » ، « 6 » و گاه سلطه و قدرت را سببى براى فرار از مرگ تصور مىكنند ، و وسيلهاى براى گريختن از نابودى ، چنان كه خداى تعالى دربارهء فرعون گفته است :
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ
و گردن كشيد او و سپاهش در زمين به ناروا ، و چنان مىپنداشتند كه به ما باز نخواهند گشت » ، « 7 » و گاه چنان تصور مىكنند كه نيروى محدودى كه در اختيار دارند ، مىتواند از مرگ و حساب و عذاب ايشان جلوگيرى كند ، چنان كه خداى تعالى گفت :
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ
و چنان مىپنداشتند كه دژهاشان مانع از مرگ ايشان است » . « 8 » ولى همهء اين تصورها باطل است ، و به همين سبب پروردگار مىگويد :
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
هر جا كه باشيد مرگ به شما خواهد رسيد ، اگر چه در حصارهاى استوار بوده باشيد » ، « 9 » و او عزّ و جلّ مىگويد :
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
و بيهوشى مرگ به حق رسيد ، و اين است آنچه از آن گريزان بودى » . « 10 » پس تو از سكرات مرگ مىترسيدى ، و به همين سبب براى آن خود را فريب دادى و چيزى كه آن را نمىشناختى شريك خدا قرار دادى تا مگر تو را از مرگ برهاند ، و حالا آيا از دست آن شريك كارى براى تو ساخته است ؟ هرگز . . . مرگ فرا رسيد ، و تلخى آن را خواهى چشيد ، و سختى و هولناكى جان كندن را احساس خواهى كرد .
/ 130 در حقيقت : اگر انسان بينديشد و در واقع امر شركا غوررسى كند ، به فطرت خود در خواهد يافت كه از دست آنها كارى براى او بر نمىآيد ، ولى او به آن شخص در حال غرق شدن مىماند كه به هر علفى چنگ مىزند و براى نجات خود از آن
هامش
( 6 ) - الشعراء / 129 .
( 7 ) - القصص / 39 .
( 8 ) - الحشر / 2 .
( 9 ) - النساء / 78 .
( 10 ) - ق / 19 .