تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خود از توبه سخن به ميان آورده باشى و او تو را از آن باز دارد ، و خويشتن را تباه كرده باشى . . . پسركم ! فراوان به ياد مردن باش ، و ياد آنچه با آن بر مىآيى ، و آنچه پس از مردن روى به آن نمايى ، تا چون بر تو در آيد ساز خويشتن را آراسته باشى و كمر خود را بسته ، و ناگهان نيايد و تو را مغلوب نمايد . . . باش تا پردهء تاريكى بگشايد كه گويى - راه سفر بريده است - و كاروان به منزل رسيده ، و آن كه بشتابد كاروان را دريابد ، و بدان كه آن كس كه بارگيش روز و شب است ، او را براند هر چند وى ايستاده ماند ، و راه را بپيمايد هر چند كه بر جاى بماند و راحت نمايد . و به يقين بدان كه تو هرگز به آرزويت دست نخواهى يافت ، و از اجل روى نتوانى برتافت » . « 2 » بدين گونه او ( ع ) وصيت خود را با اين حقيقت در آميخت ، و چون در خطبه‌ها و نامه‌ها و كلمات قصار حكمتى او در نهج البلاغه نظر افكنيم ، خواهيم ديد كه اغلب آنها متمركز در اطراف همين حقيقت است و بر گرد آن دوران مىكند . و به همين گونه قرآن حكيم مردمان را به ياد مرگ و محشر و حساب و جزا مىاندازد ، و اين كه آدمى محدود است ، و چون اجل فرا رسد ساعتى پيش و پسى پيدا نمىكند ، ولى بيشتر / 128 مردم دربارهء اين حقيقت تعقل خود را به كار نمىاندازند ، و پيوسته در غفلت غوطه‌ورند تا اجلشان فرا رسد ، و مرگ ناگهان به ديدار ايشان بيايد .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ
و كسانى كه كافرند ، از آنچه به آن بيمشان داده‌اند اعراض مىكنند و روى بر مىگردانند . ميان آغاز و فرجام آيه رابطه‌اى استوار است زيرا كافران مىدانند كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنها واقع است جز به حق و با سر رسيدى مشخص نيافريده است . سپس انذارها و هشدارهاى پروردگار پياپى به ايشان مىرسد اما از آنها روى بر مىتابند . [ 4 ] و گاه انسان از اين حقيقت با شركى مىگريزد كه همچون حجابى
هامش
( 2 ) - نهج البلاغة ، نامهء 31 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 121 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي