ميان انسان و فهم حقايق كشيده شده است ، پس چنان مىپندارد كه چيزى مىتواند او را از چنگال مرگ يا حساب پس از آن نجات دهد .
و امام على ( ع ) گفت : « ايمانى همراه با يقين شبيهتر از يقين به شك در انسان نديدهام كه هر روز با گورستان وداع مىكند و به تشييع مردگان بر مىخيزد ، و باز به غرور و فريب دنيا باز مىگردد ، و از شهوت و گناه دست بر نمىدارد » . « 3 » و امام صادق ( ع ) گفت : « خداى عزّ و جلّ يقينى كه شكى در آن نباشد نيافريده است كه شبيهتر از شك بدون يقين دربارهء مرگ باشد » . « 4 » همهء مردمان مىميرند ، و اين حقيقتى است كه هيچ شكى در آن نيست ، ولى بيشترين ايشان در نهانخانهء جانشان چنان تصور مىكنند كه جاودانه در دنيا خواهند ماند ، و شايد سبب آن هولناكى تصور مرگ و پس از آن حساب دقيق و رسيدن به جزاى كامل باشد ، و از همين روست كه به هر حجت و بهانهاى متشبّث مىشوند تا خود را متقاعد سازند كه نخواهند مرد و حسابى پس نخواهند داد ، و در اين جا است كه نطفهء شرك و توسل جستن به جز / 129 خدا براى رستن از سرنوشت محتوم بسته مىشود ؛ چنان خيال مىكنند كه مال آنان را از مرگ نجات مىدهد ، و آنان را مىبينى كه بيليونها دلار ثروت گرد مىآورند ، و حرص آن دارند كه پيش از اين به دست بياورند ، در صورتى كه اين اموال براى آنان و تا ده پشت ايشان كفايت مىكند ؛ مال را براى آن نمىخواهند كه با آن زندگى كنند ، بلكه براى پوشاندن نقصى است كه در خود احساس مىكنند ؛ در جستجوى جاودانگى به سر مىبرند ، و از عاقبت تلخ بيمناكاند ، و خداى تعالى در بيان اين حقيقت گفته است :
الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ
آن كه مال گرد آورد و آن را شمرد * و چنان مىپنداشت كه مال او را جاويدان خواهد ساخت » ، « 5 » و
هامش
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 6 ، ص 137 .
( 4 ) - همان منبع ، ص 127 .
( 5 ) - الهمزة / 2 و 3 .