تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
پايان كارمان يكى از دو چيز است : يا باغهاى نعيم و يا گودالهاى جحيم . به سبب اهميت واقف بودن به اين حقيقت بوده است كه امام على - عليه السلام - فرزندان و ياران خود را در موعظه‌هاى بليغ خويش به ياد آن انداخته و - مثلا - در آغاز وصيت به فرزندش حسن - عليه السلام - چنين گفته است . از پدرى كه در آستانهء فنا است ، و چيرگى زمان را پذيرا است ، و آرمندهء سراى مردگان ، و فردا كوچندهء از آن ، به فرزندى كه آرزومند چيزى است كه به دست نيايد ، و روندهء راهى است كه به جهان نيستى در آيد ؛ فرزندى كه بيماريها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه ، تير مصيبتها به دو پران است ، و خود دنيا را بندهء گوش به فرمان ؛ سوداگر فريب است و فنا را وامدار ، و بندى مردن و همسوگند اندوههاى - جان آزار - ، و غمها را همنشين است / 127 و آسيبها را نشان ، و به خاك افكندهء شهوتها است ، و جانشين مردگان . . . دلت را به اندرز زنده دار . . . و با ياد مرگش خوار ساز و به اقرار به نيست شدنش وادار ساز . . . و از صولت روزگار و دگرگونى آشكار ليل و نهارش بترسان . . . و بدان كه آن كه مرگ را بر سر آدمى مىآورد ، همان است كه زندگى را در دست دارد ، و آن كه مىآفريند همان است كه مىميراند ، و آن كه نابود مىسازد همان است كه باز مىگرداند . . . و بدان كه پيشاپيش تو گردنه‌اى دشوار است ، و سبكبار در بر شدن بدان آسوده‌تر از سنگين‌بار است ، و كند رونده در پيمودن آن خوشحالتر از شتابنده ، و فرود آمدن تو در آن مسير بر بهشت يا دوزخ بود ناگزير . پس پيش از فرود آمدنت براى خويش پيشروى روانه ساز ، و پيش از رسيدنت خانه را بپرداز ، كه پس از مرگ جاى عذر خواستن نيست ، و نه راه به دنيا باز گشتن . . . و بدان كه تو براى آن جهان آفريده شده‌اى نه براى اين جهان ، و براى نيستى نه زندگى جاودان ، و براى مردن نه زنده بودن ؛ و بدان كه تو در منزلى هستى كه از آن رخت بر خواهى بست ، و خانه‌اى كه بيش از روزى چند در آن نتوانى نشست ، و در راهى هستى كه پايانش آخرت است ، و شكار مرگى كه گريزندهء از آن نرهد ، و آن را كه جويد به دو رسد و از دست ندهد ، و ناچار پنجه بر تو خواهد افكند ، پس بترس از آن كه تو را بيابد و در حالتى قرار گيرى ناخوشايند : با
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 120 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي