عبادت خداوند و اكتساب جفت « 1 » معرفى شده است .
خواجه عبدالله انصارى در مقام مناجات با خداوند ، عقل را چه زيبا توصيف مىكند كه : خداوندا ، آن را كه عقل دادى ، چه ندادى ، و آن را كه عقل ندادى ، چه دادى ! ؟ يعنى اگر ما در كارهايمان تفكر و تعقل كنيم ، عاقبتانديش باشيم و آينده را در نظر بگيريم . خواهيم توانست ، خوب و بد را از همديگر تميز بدهيم و با انتخاب خوبيها و عمل به آن به موفقيت در دنيا و آخرت دست بيابيم . اين حالت عقلانى از دنيا و آنچه در آنست پرارزشتر است .
ولى در مقابل ، اگر تعقلى براى ما و جوانان ما نباشد ، در عين اينكه دنيا و مافيها را هم داشته باشيم ، انگار كه هيچ نداريم . اگر از نظر تمكن مالى و از نظر وجاهت ظاهرى هم در سطح خيلى بالا باشيم ، باز بدون عقل و تفكر ، اين جلال و جمال ، هيچ ارزش انسانى ندارد ، زيرا پستترين صفات رذيله ، در پيش اهل دل « حْمق » است ، يعنى حماقت ، بىفكرى ، بىگدار به آب زدن و بدون عاقبتانديشى كار كردن .
در روايات ما ، نداشتن و به كار نبستن عقل ، از بالاترين مصيبتهاست ، « 2 » و كسى را كه از نفع عقل محروم مانده ، شقى و بدبخت مىخوانند . « 3 » لذا نيروى عقل براى تأمين آتيه جوان ، براى دستيابى به علم ، براى حقيقتيابى و حقيقتجويى ، براى عاقبت بخيرى و براى رسيدن به سعادت فردى و اجتماعى ، بسيار مؤثر بلكه يك ضرورت است .
عقل ، پيامبر باطن
توصيه ى من به همه طبقات سنى ، مخصوصاً جوانهاى عزيز از دختر و پسر ، اين است كه قبل از شروع به هر سخنى و قبل از شروع به هر كارى ، اول درباره ى آن فكر كنيد ،
هامش
( 1 ) - قالالصادق ( ع ) : ( العقل ) ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان ، كافى 1 / 11 .
( 2 ) - لا مصيبة لعدم العقل ، بحارالانوار / ج 78 ، ص 165 .
( 3 ) - ان الشقى من حرم نفع ما اوتى من العقل و التجربه . نهج البلاغه / نامه 78 .