حتمى بازداشته ، به راه سعادت هدايت كند . اما اگر اين نيروى كنترلكننده نباشد ، يا به هر نحوى تضعيف شده باشد ، ممكن است همان غرور جوانى ( كه با كنترل و مواظبت ، مىتواند مايه ى سرافرازى باشد ) ، او را به سقوط بكشاند ، يا يكى از تمايلات وغرائز او طوفانى شود و بناى سعادتش را در هم بكوبد . چه بسا كه با يك ساعت فكر ايدهآلى و تخيلى در يك گوشه ىخلوت ، به كلى منحرف شود و احساساتش با اندك چيزى ضربه بخورد و وجودش مثل يك شيشه ى ظريف كه سنگى به آن اصابت كند در هم بشكند و زندگيش را به مخاطره اندازد . به همين جهت جاد با نفس را برترين جهاد خواندهاند « 1 » و مخالفت با هواى نفس را ، غلبه بر شيطان دانستهاند . « 2 » پس براى جلوگيرى از خطر انحراف و سقوط جوانان عزيز - چه دختر ، چه پسر بايد يك نيروى كنترلكننده وجود داشته باشد ، البته اين نيروى كنترلكننده ، يك چيز نيست ، بلكه مجموعهاى از عوامل گوناگون است كه بايد با هم به كار افتد و هماهنگ حركت كند تا جوان ، مخصوصاً و ساير اقشار جامعه عموماً ، با استفاده از آنها بتوانند راه خود را بيابند و از خطرها محفوظ بمانند .
اجزاى اين مجموعه كه انشاءالله در بحثهاى آتى به تشريح آنها مىپردازيم ، عبارتند از :
1 - عقل 6 - نماز
2 - وجدان اخلاق 7 - ايمان عقلى و ايمان قلبى
3 - آداب و رسوم اجتماعى 8 - تربيت خانوادگى
4 - احترام به قانون 9 - تربيت فرهنگى
5 - انعطافپذيرى 10 - تربيت اجتماعى
هامش
( 1 ) - قال على ( ع ) : جهاد النفس افضل جهاد ، غررالحكم / 371 .
( 2 ) - قال على ( ع ) : من خالف نفسه فقد غلب الشيطان ، غررالحكم / 383 .