به جهنم مىكند و متذكر مىشود . قرآن مى گويد : اين توجه چه فايده اى دارد ؟ آن وقت كه بايست توجه مى كرد ، نكرد . ديگر الآن هم توجه غير از حسرت و ندامت چيزى نيست . آن هم چه حسرت و ندامتى : « يَوَدُّ المُجرِمُ لَو يَفتَدى مِن عذابِ يَومئِذٍ بِبَنِيهِ وَ صاحِبَتَهُ وَ أَخيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتى تُؤوِيه وَ مَن فِى الارضِ جَميعا ثُمَّ يُنحيه كَلا أنَهُ لَظى » « 1 » يعنى جهنمى ، حاضر است پسرش را بدهد ، حاضر است زن و بچه اش را ، رفيقش را ، و همه دنيا را بدهد ، اما از آتش نجات پيدا كند . قرآن مى گويد : « كلّا » ؛ ديگر نمى شود . آن وقتى كه مى شد و زمان توبه بود ، نكردى . آن وقتى كه مى شد در شبانه روز ، يك مرتبه ، دومرتبه ، ده مرتبه توجه داشته باشى ، نداشتى ، ديگر حالا اين توجه چه فايده اى دارد ؟
در بحثهاى قبل ، آيه اى را خواندم كه به ما مى گفت : اگر توجه نباشد ، انسان اصلًا هويت انسانيش را از دست مىدهد . ديگر مىشود يك الاغ ، يك گاو و يك سگ درنده . اگر ما براى غفلت جز اين آيه شريفه اى كه نظيرش زياد است ، چيز ديگرى نداشته باشيم ، بس است تا ما يك حال توجهى پيدا بكنيم . توجهى كه الآن در موردش بحث مى كنيم ، نظير توبه است . اين طور نيست كه فقط آيه اى مربوط به قيامت بخوانيمو يك حال توجهى هم پيدا بشود . نه ، قرآن مى گويد : اگر اين حال توجه نباشد ، اين انسا ن از نظر حقيقت به يك حيوان تبديل مىشود .
« وَ لَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الجِنِّ وَ الانسِ » ؛ « 2 » پناه بر خدا ، مثل اينكه معلوم مى شودغالب انسانها غافلند . لذا غالب انسانها هم به طرف جهنم جلو مى روند . به جاى اينكه در راه سير و سلوك بيفتند ، به جاى اينكه در راه مستقيم بيفتد و منهاى سير او خدا باشد ، منحرف شده است : « لَهُم قُلُوبٌ لايَفقَهُونَ بِها وَ لَهُم أعيُنٌ لايُبصِرونَ بِها وَ لَهُم
هامش
( 1 ) - چنين است كه گنهكار دوست مى دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند و همسر و برادرش را و قبيله اش را كه هميشه از او حمايت مى كرد و همه مردم روى زمين را تا نجاتش گردند ؛ اما هرگز چنين نيست ( معارج / 1 - 15 )
( 2 ) - به يقين ، گروه زيادى از انس و جن را براى دوزخ آفريديم ؛ آنها دلهايى دارند كه با آن نمى فهمند و چشمانى كه با آن نمى بينند و گوشهايى كه با آن نمى شنوند . آنها همچون چهارپايانند ؛ بلكه گمراه تر ! اينان همان غافلانند . ( اعراف / 179 )