آيا مى شودحسد ، تكبر ، عجب ، منيّت و فرعونيت را از دل ريشه كن كرد ؟ بله ، اما مشكل است . مقدمه اش توبه و يقظه است . اگر توبه نباشد ، محال است كسى بتواند خودسازى مند ؛ توبه به اين معنا كه گفتم ، اين حالت قصور و تقصير ، اين حالت برگشت از غير خدا به خدا اگر نباشد ، محال است كسى بتواند ريشه حسادت ، ريشه تكبر ، ريشه منيت ، ريشه عجب و ريشه غرور را بخشكاند .
توجه ، دومين ابزار سير الى الله
دومين ابزار لازم براى اين راه ، توجه است ؛ يعنى انسان غافل نباشد . شما فرض كنيد كه راننده اى اتومبيلى بدون عيب در اختيار دارد ، راه هم بسيار عالى ، رانندگى اين آقا هم عالى ، اما هواس پرتى داشته باشد . اين راننده نمى تواند راه را بپيمايد ؛ يا تصادف مىكند يا از جاده منحرف مىشود و بالاخره خودش و سرنشينان خودش را بدبخت مىكند . كلمه آخر استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى قدس سره هنگام از دنيا رفتنش همين كلمه « توجه » بود .
معلوم مى شودكه براى اين افرادى كه مجسمه « لااله الاالله » اند و در محضر رسول الله هستند ، يك چيز مهمترى هست و آن « توجه » است ؛ هم براى خودش هم براى ديگران . لذا كسى
كه بالاى سر اين مرد بزرگ بود ، گفت كه در آخر كار ، من يك ساعت قبل رفتم بالاى سر ايشان . بيهوش بودند . چشمهاى مبارك ايشان بسته بود . آن خانم گفت : وقت مردن چشم باز شد ، به يك گوشه اى خيره شد . مرتب مى گفت : توجه ، توجه ، توجه تا از دنيا رفت .
اين توجه چيز خوبى است . قرآن مى فرمايد : گاهى اين توجه در روز قيامت پيدا مىشود . در سوره فجر آيه اى هست كه براى همه ما خيلى تكان دهنده است : « وَ جِيىءَ يَومَئذٍ بِجَهَنَّمَ يَومَئذٍ يَتَذَكَّرُ الانسانُ وَ أَنى لَهُ الذِّكرى » ؛ « 1 » جهنم را كه مى آورند ، انسان نگاه
هامش
( 1 ) - در آن روز ، جهنم را آماده مى كنند ؛ در آن روز ، انسان متذكر مىشود ؛ اما اين تذكر چه سودى براى او دارد . ( فجر / 23 )