وقت انسان به خدا توجه كند ، از گناه خود خجالت زده شود .
روش اهل بيت عليهم السلام چنين بود . چرا امام سجاد با آن همه عبادتش ، اين همه از خدا خجالت زده است ؟ چرا امير المومنين ( ع ) با يك عمر خدمت به اسلام ، اين قدر از خدا خجالت زده است ؟ چون حالت توبه در او زنده است . اگر تقصير نيست ، قصور هست . اگر تقصير نيست ، اين را مىداند كه آن طور كه بايد در مقابل خدا باشد ، نيست ؛ قاصر است . آن ميم امكانى برايش قصور آورده است و اين حالت ، حال ارزنده اى است . بايد در همه ، مخصوصاً ما طلبه ها اين حالت قصور و تقصير زنده باشد .
اركان توبه
توبه دو ركن دارد . حال يا بطور لازم و ملزومند يا اينكه هر دو ركنند :
1 . پشيمانى از قصور و تقصير .
2 . اصلاح اين قصور به اندازه قدرت ، اصلاح اين تقصير و اصلاح گذشته ها .
آن وقت است كه يك آن اين حالت برابر مىشود با پنجاه سال عبادت يا بالاتر . اين حالت است كه « فضيل بن عياض » را تحويل جامعه مىدهد ؛ « بُشر حافى » را تحويل جامعه مىدهد . اين حالت است كه « حرّ بن زيد رياحى » را تحويل جامعه مىدهد . حرّبن زيد رياحى با آن گناه بزرگى كه مرتكب شد ، با يك ساعت جبران ، يك ساعت اصلاح ، به آنجا رسيد كه همه مى دانيم به دست آوردنش چقدر مشكل است . به دست آوردن بقيه ابزارها بسيار مشكل است ، اما به دست آوردن حالت توبه و حالت اصلاح ، خيلى مشكل نيست . همين كه خيلى مشكل نيست ، همين كه مقدم بر همه ابزارهاست ، اگر نباشد ، مانع بزرگى است كه نمى شود راه را طى كرد . علاوه بر اينها ثواب فوق العاده اى بر توبه بار است و نمى توانيم عبادتى پيدا كنيم كه واجبتر و ثوابش هم بالاتر از توبه باشد .
آيه ذكر شده كه مربوط به مومنين است مى فرمايد : مؤمن آن است كه در زندگى او شرك نباشد . مؤمن آن است كه آدم كش نباشد . مؤمن آن است كه زنا نكند . بعد هم كيفر