اينكه ارزش نداشته باشد ، اما اين كه اين را به رو در آتش جهنم بيندازيد ، اين را ديگر نمى دانم يعنى چه . بالاخره ريا كه نبوده . مگر اين طور معنى كنيم كه براى ريا خوانده است ، براى ريا گفته ، براى ريا تدريس كرده و معلوم است كه گناهش در حدّ كفر است . اما ظاهر روايت اين است كه محرك او خدا نبوده ، محرك او دنيا بوده است ، ولى بالاخره در روايت دارد كه او را به رو در آتش جهنم مى اندازند .
كس ديگرى را مى آورند و مى گويند : چه كاره بودى ؟ مى گويد يك عمر به خلق خدا خدمت كردم . هميشه در صدد اين بودم كه گره از كار مردم باز كنم . يك گره از كار مردم گشودن ، ثواب بيست حج و بيست عمره مقبول دارد . ثواب دو ماه اعتكاف در خانه خدا خطاب مىشود كه براى خدا نبوده است . براى اين كه شهرتى پيدا كنى ، براى اينكه مردم بگويند آفرين ، بوده است خطاب مى شودكه اين را به رو به آتش جهنم بيندازيد . جبهه رفته را مى آورند . چه كاره بودى ؟ رفتم جبهه ، مقاتله كردم ، كشتم و كشته شدم در راه خدا . ديگر آن جا معلوم است « تُبلى السَّرائِرُ » « 1 » است . خودش هم مى بيند كه رنگ ندارد . عملى كه خلوص نداشته باشد ، ظلمت دارد . مى بيند كه عمل ، ظلمانى است . لذا مى گويد چون براى خدا نبوده است . به رو در آتش جهنم بيندازيد .
علامه طباطبايى مى فرمودند : بالاترين چيزها از نظر يك انسان ، جان اوست . انسان همه چيزش را براى جانش مى خواهد . همه چيز بر مى گردد به همين حبّ نفس ، حتى آن رياستها ، آن تموّلها ، آن شهوترانى ها كه شب و روز يك انسان دنيايى برايش مى دود ، بر مى گردد به حبّ
نفس . او جان را داده است در راه خدا . هفتاد سال محروميت در روحانيت . روحانيت يعنى محروميت از نظر دنيا . هفتاد سال چنين ، اما پاداش ، هيچ . يك عمر خدمت به خلق خدا ، رفتن به جبهه و كشته شدن ، هفتاد سال در علم ، علمى كه « تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادَةِ سِتّينَ سَنَةً ، سَبعينَ سَنَةً » « 2 » ا مّا چون رنگ نداشته ، پرِ كاهى ارزش ندارد .
هامش
( 1 ) - در آن روز كه اسرار نهان آشكار مىشود . ( طارق / 9 ) محمد باقرمجلسى ، بحارالانوار ، ج 69 ، ص 193
( 2 ) - محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 69 ، ص 193