تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

خلوص درگفته هاى علامه طباطبايى

علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه مى فرمودند كه من نمى دانم اكسير درست است يا نه ؛ يعنى چيزى را به مس بزنند و طلا بشود . مى گفتند كه ممكن است از نظر علمى چنين باشد ، اما اين را نمى دانم كه اگر اكسير خلوص به چيزى بخوردولو آن چيز خيلى كم ارزش باشداما مى رساندش به جايى كه خدا ارزشش را نداند . بعد مثال مى زدند به اين آيه ولايت : « انَّما ولِيُكُم اللهُ وَ رَسولُهُ و الَّذينَ امنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصلوةَ و يوتونَ الزكوةَ وَ هُم راكِعوُنَ » . « 1 » اين آيه براى شيعه افتخار است . در ميان آن سيصد آيه يا بيشتر كه يا درباره اميرالمومنين ( ع ) است ، اين آيه بالاترين آيات است . چرا اين آيه نازل شد ؟ چرا اين افتخار بزرگ براى شيعه ، بلكه براى اميرالمومنين ( ع ) پيدا شد ؟ چون خلوص اميرالمومنين ( ع ) ، - اين اكسير با ارزش‌به انگشتر معمولى خورد و اين انگشتر كم ارزش از نظر ظاهر ، به اندازه اى ارزش پيدا كرد كه ديگر قيمتى براى آن نمى شود گذاشت . قيمت آن ، دنيا نيست ، بهشت نيست ؛ بالاتر از اينهاست : « الصَّومُ لى و انا اجزى بِه » « 2 » ديگر قيمتش خداست . ديگر قيمتش اين است كه آيه ولايت درباره اميرالمومنين ( ع ) نازل بشود . علامه طباطبايى مى فرمودند : عكسش را هم برايت بگويم ، اگر اين رنگ نخوردولو آن چيز ، فوق العاده ارزش داشته باشددر نزد خدا به پر كاهى نمى ارزد و حتى اوقات ، انسان را هم جهنمى مىكند . در روايات مى خوانيم كه كسى را مى آورند صف محشر و به او مى گويند : چه كاره بودى ؟ مى گويد : اهل علم بودم « قال الباقر و قال الصادق » مى گفتم ، يك عمر ترويج دين مى كردم . مى گويند درست بوده ، اما رنگ نداشته . براى خدا نبوده ، براى دنيا بوده ، براى « انا رَجُلٌ » بوده است . خطاب مىشود كه اين را به رو در آتش جهنم بيندازيد .
هامش
( 1 ) - سرپرست و ولى شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند همانها كه نماز را بر پا مى دارند و در حال ركوع ، زكات مى دهند . ( مائده / 55 ) ( 2 ) - شيخ طوسى ، تهذيب ، ج 4 ، ص 152