اما در آن حالت ، دنيا مى خواهد يا اگر همت خيلى بالا باشد ، وجاهت علمى در دين مى خواهد . اما بالاتر از اينها هم وجاهت هست . بالاتر از اين هم مقام هست و آن وقتى است كه انسان در آن حالتها از خدا بخواهد كه خدايى شود . در آن حالت از خدا بخواهد : خدايا ! من به جايى برسم كه اين حالت فعلى من كه موقتى است ، دائمى شود . خدايا به جايى برسم كه فقط و فقط براى تو كار كنم ؛ عمل براى تو ، محرك و هدف هم تو . قطعاً دعاى آن وقت مستجاب است . اگر هم نرسد ، با رياضتش و با حوصله اش به مرور زمان مى تواندبه جايى برسد كه در آن حالت ، آن كوچه هفتم و آن منزل هفتم براى او ملكه شود . آن وقت است كه يك كلمه يا الله اش چه كارها كه نمى كند . آن وقت است كه يك آن فكرش « خَيرٌ مِن عِبادِةِ سَبعينَ سَنَةً « 1 » ، مِن عِبادِةِ سِتّينَ سَنَةً ، مِن عِبادِةِ سَبعينَ سَنَةً » مىشود . اينها از باب مثال است . ممكن است انسان به جايى برسد كه يك آنش « ضَربَةُ عَلِىٍّ يَومَ الخَندَقِ افضَلُ مِن عِبادَةِ الثَّقَلَينِ » شود . به آنجا برسد كه يك شمشير زدنش ، ثواب عبادت جن و انس داشته باشد ؛ همه ، عباداتشان يك طرف ، اين عبادت هم يك طرف و حتى اين عبادت مى چربد بر آن عبادات . و خيال نكنيد كه اين
« ضَربَةُ عَلِىٍّ يَومَ الخَندَقِ افضَلُ مِن عِبادَةِ الثَّقَلَينِ »
« 2 » مختص امير المؤمنين باشد .
اگر پيغمبر اكرم ( ص ) مى فرمايد : « ضَربَةُ عَلِىٍّ يَومَ الخَندَقِ افضَلُ مِن عِبادَةِ الثَّقَلَينِ » به خاطر اين است كه به ما سر مشق بدهند . يعنى به ما بگويد كه اين انسان مىتواند به جايى برسد كه يك آن فكرش ، يك آن گفته اش ، يك آن عملش افضل از همه عمرش باشد ؛ ولو تمام
عمرش در عبادت باشد . مىتواند افضل از عبادت جن و انس باشد و اين دايرمدار خلوص است . هر چه رنگ بيشتر ، عمل بهتر .
هامش
( 1 ) - قال رسول الله ( ص ) : تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن قِيامِ لَيلَةٍ . . . ( شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 197 ) ؛ و قال ابو عبدالله ( ع ) : تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادِةِ سَنَةً ( شيخ حسين نورى ، مستدرك ، ج 1 ، ص 183 . ) ؛ تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادِةِ سِتّينَ سَنَةً . ( محمد باقرمجلسى ، بحارالانوار ، ج 69 ، ص 293 )
( 2 ) - محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 39 ، ص 2