خلوص موقت . همان لحظه اى كه هدف و كار ، خود عمل يك نحوه اتحادى پيدا كرده است ، همان وقت كارش را كرده و اين وجاهت را پيدا كرده است .
شيطان در كمين مخلصين
ما طلبه ها ، همه و همه ، هر كه الان حرف من را مى شنود ، بايد همه كوشا باشيم و تلاش بكنيم كه اين خلوص را هر چه پر رنگ تر به گفتارمان ، به كردارمان و به افكارمان بزنيم . متأسفانه ، شيطان روى همين كلمه خلوص فوق العاده كار مىكند ؛ بخاطر اينكه دزد وقتى بيايد ، معمولًاچيزهاى كم ارزش نمى برد . دزد وقتى به خانه اى مى زند ، دنبال طلا ، دنبال مرواريد و دنبال درّهاست . اين دزدِ روح ما ؛ يعنى شيطان نيز معمولًا دنبال اين است كه خضوع را از ما ببرد . كم پيدا مىشود مه انسان از اول نماز تا آخر نماز به خدا و در محضر خدا باشد . اگر تصميم هم بگيرد ، آن وقت ، موقع كار كردن شيطان است . اين حال خضوع در نماز و تسليم در مقابل حق ، كار مشكلى است و شيطان هميشه در صدد اين است كه اين مقام رضا و تسليم پيدا نشود و اگر پيدا بشود ، از انسان بگيرد . فرصت نماز شب هم معمولًا براى افراد پيدا نمى شود . اگر پيدا بشود ، بجاى اينكه نماز شب ، اين برّاق ، انسان را به مقام قرب ببرد ، شيطان در وسط نماز شب ، انسان را به دنيا مى برد و تلاش خود را مىكند تا لااقل يك شب نماز شب را بگيرد . تا كمكم بتواند نماز شب دائمى را بگيرد .
اين گونه درُها براى انسان زياد است ، امّا آنچه مهمتر از نماز شب است و شيطان با آن كار دارد ، آنچه مهمتر از حالت خضوع است و شيطان با بيشتر كار دارد ، آنچه مهمتر از مقام تسليم و زضاست و شيطان با آن خيلى كار دارد ، اين بحث ماست ؛ اين كلمه ، شيطان با آن خيلى كار دارد ؛ مخصوصاً با خُلُّصين ، با كُمَّلين ، با افراد با تقوى ، با آن افرادى كه رفتند زير پرچم خدا و ديگر
شيطان به اينها دسترسى ندارد ؛ « انَّهُ لَيسَ لَهُ سُلطانٌ عَلَى