تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
معنى كه اين سنگ عقب رفت و آنها نجات پيدا كردند . « 1 » روايت تا چه اندازه درست باشد ، نمى دانم . اما آنكه مى دانم اين است كه مضمون اين روايت در ما ، در علم ما ، در عرفان ما ، در اين كلمه خلوص آمده است . به اين معنى كه اگر كسى يك كارى براى خدا انجام بدهد و هدف ومحرك هم خدا باشد ؛ يعنى آن قسم هفتم و به قول اينها ، آن كوچه هفتم ، قطعاًدرآن موقع و در آن اتصال ، خيلى كارها مىتواند بكند و در آن حال ، حتماًيك دعاى مستجاب دارد . و اين را هم همه بايد بدانيم كه ولو آدم عادى باشد ، ولو مراتب خلوص را نپيموده باشد ، اما بعضى اوقات آن مرتبه هفتم براى انسان پيدا مىشود . چنان كه گاهى مرتبه ششم ، گاهى مرتبه پنجم و گاهى مرتبه چهارم براى انسان پيدا مىشود . و آن مرتبه اول و دوم و سوم هم كه براى انسانها زياد پيدا مىشود . از همين جا بايد پى ببريم كه هر چند كه بدست آوردن مراتب خلوص مشكل است ، اما انسان براى همين خلق شده كه اين مراتب را بپيمايد . همين كه به ما نشان مى دهند بعضى اوقات مى توانيم به مرتبه هفتم برسيم ، با يك تلاطم ، با يك حالت به مرتبه هفتم برسيم ، مى توانيم تلاش كنيم و به مرور زمان و با حوصله از آن درجه به درجه ديگر و از آن درجه به درجه بالاتر برسيم تا آنجا كه مرتبه هفتم براى ما ملكه شود . مرتبه ششم ( محبت خدا ) در دل ريخته شود و محرك براى اعمال ما ، محبت خدا باشد . گاهى انسان به آنجا مى رسد كه شكر از معبود و مُنعِمش و حيا در مقابل پروردگارش موجب مىشود كه گناه نكند يا عملى را به جا بياورد . خلاصه اين حرف اين است كه پيدا شدن اين مراتب ، كار مشكلى است ، اما اگر براى كسى به نحو ملكه پيدا بشود ، فوق العاده مفيد است . و هر چه پررنگتر باشد ، تأثيرش بيشتر است . هر چه پررنگتر باشد ، ارزش آن عمل هم بيشتر است . اين جمله : « نِيَّةُ
هامش
( 1 ) - رك : الميزان ، ج 12 - 13 ، ص 278 - 288 .