كه خيلى بعيد است . بعضى هم گفته اند كه اصحاب كهف غير از اصحاب رقيم است . « 1 » و من خيال مى كنم كه مسلّم چنين باشد .
اما اصحاب كهف كيانند ؟ اصحاب رقيم كيانند ؟ اين شايد از متشابهات قرآن باشد . نمى گويم كه معناى آيه چنين است و اصحاب رقيم اين اشخاصند ، اما از نظر روايات ما ، اگر كسى كارى انجام بدهد و محرك هم خدا باشد ، حتماً دعاى مستجاب دارد .
در ذيل اين آيه شريفه نقل مىكند كه سه نفر در غارى به نام غار رقيم بودند كه سنگى آمد و آنهاگرفتار شدند ؛ يعنى يك سنگى در اثر سيل درِآن غار رابست و اينها گرفتار شدند . يكى از اينها گفت : هر كدان از ما يكى از كارهايى را كه فقط و فقط براى خدا بوده است را در نظر بگيريم و خدا را بخوانيم ، دعاى ما حتماًمستجاب مىشود .
يكى از آنها گفت : خدايا تو مى دانى من روزى گرفتار شدم ، مبتلا شدم به يك زنى ، اما به خاطر تو ، فقط براى تو روى شهوت پا گذاشتم و عمل منافى با عفت را انجام ندادم . خدايا مى دانى چنين است و من را از اين گرفتارى نجات بده . ديگرى گفت : خدايا تو مى دانى تجارت سودمندى كرده بودم ، اما آن تجارت را از بين بردم و به هم زدم براى اين كه پدر ومادرم در اتاق ، خواب بودند ؛ و اگر براى تو بود ، خدايا من را از اين گرفتارى نجات بده ، و سومى گفت : خدايا مى دانى كه پول فراوانى از يك كسى پيش من بود و آن پول را به او رد كردم ، فقط و فقط به براى تو . و پروردگار عالم آن سه نفر را از آن غار بجات داد ؛ به اين
هامش
( 1 ) - شيخ طوسى ( ره ) در تفسير تبيانمى فرمايد : كهف ، همان كوهى است كه خداوند اين قوم را در آن جاى داد . اما درباره « رقيم » اختلاف است :
ابن عباس : رقيم اسم قريه اى است و در روايتى كه از او نقل شده ، وادى بين « غضبان واليه » است .
عطيه : رقيم اسم يك وادى است .
قتاده : اسم واديى است كه اصحاب كهف در آنجا بودند .
مجاهد : رقيم نام كتاب هدايت آنهاست .
و اقوام ديگرى نيز ذكر شده است . ( تفسير تبيان ، ج 7 ، ص 11 ) .
علامه طباطبايى نيز اقوالى را ذكر كرده است مى فرمايد كه بعضى اصحاب رقيم و كهف را يكى مى دانند و بعضى ديگر آنها را دو گروه مى پندارند . ( محمد حسين طباطبايى ، الميزان ، ج 12 - 13 ، ص 246 ) .