منزل چهارم : استحيا ( حيا كردن از خداوند )
منزل چهارم ، منزل استحياست . انسان از خداوند حيا كند و گناه نكند . محرك او حيا باشد ، نه اين كه بخواهد جهنم نرود . اگر گناه نمى كند ، براى اين باشد كه مى بيند در محضر خداست . همه جا محضر خداست . خلوت و جلوت محضر خداست . وقتى مى بيند خلوت و جلوت محضر خداست ، اين آيه شريفه به يادش مى آيد كه :
« قُل انَّما اعِظُكُم بِواحِدَةٍ ان تَقوموا لِلهِ مَثنى و فرادى »
« 1 » وقتى چنين باشد كه خود را در محضر خدا ببيند و خود را در محضر خدا بيابد ، معلوم است كه حيا مىكند و گناه نمى كند .
وقتى كه انسان مانند تشنه اى كه تشنگى را مى يابد ، بيابد كه در محضر خداست ، آن حالت حيا براى او ايجاد مىشود . چنين شخصى وقتى كه قرآن مى خواند ، خدا با زبان او حرف مى زند . وقتى هم « سُبحانَ رَبّى العَظيمِ وَ بِحَمدِهِ » مى گويد ، او با خدا حرف مى زند و نماز او مىشود يك مكالمه و وقتى يك مكالمه شد ، معلوم است كه نماز شب مى خواند . معلوم است كه نماز اول وقت مى خواند . معلوم است كه عاشق نماز مىشود وقتى به اين جا برسد ، ديگر حيا مىكند كه در مقابل خدا بخوابد و نماز شب نخواند . اين كه مشهور است نماز شب براى پيامبر واجب است ، شايد از باب مثال باشد . اصلًا مستحبات به اندازه مقدور براى اهل دل ؛ يعنى براى ائمه طاهرين ( ع ) و براى كسانى كه شيعه هستند ، لازم است ، واجب است ، امر خداست .
هبوط حضرت آدم ( ع )
چرا خطاب به حضرت آدم ( ع ) گفته شد : « و عصى آدَمُ رَبّهُ فَغوى » « 2 » ؟ چه عصيان كرد ؟ زير پا گذاشتن يك امر مستحبى در نظر اينها نظير پا گذاشتن روى امر واجب است . هر دو امر
هامش
( 1 ) - سبأ / 46
( 2 ) - آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و از پاداش او محروم شد . ( طه / 121 )