و زمانى كه به خود و تقصيرش نگاه مىكند خوف و ترس در او پيدا مىشود . ما نيز اين چنين باشيم و به آيه ى توبه كه مى گويد باز آى ، هر آنچه هستى باز آى ، نظر نموده و اميد و رجاء يابيم . آنگاه به خود و گناهان و تقصيراتمان كه نظر كنيم خواه ناخواه خجالت زده و شرمنده شده و براى ما خوف ايجاد مىشود .
تقصير انسان هميشگى است
توبه و انابه از امورى است كه هميشه بايد در انسان وجود داشته باشد و وى هميشه خود را مقصر بداند . اين امر در سير و سلوك به منزله ى مركبى تيز رو و سريع السير است .
مرحوم صاحب وسائل رضوان الله عليه در جلد اول وسائل ، رواياتى در اين باره نقل مىكند . يكى از اين روايات چنين است . امام صادق سلام الله عليه مى فرمايد :
دو نفر وارد مسجد شدند ، يكى از آنها فاسق و ديگرى مؤمن بود . اما وقتى از مسجد خارج شدند فرد فاسق ، مؤمن و بلكه بالاتر از صديق شده و ديگرى فردى كافر گشته بود . منظور از اين سخن ، كفر عملى است . زيرا زمانى كه فاسق وارد مسجد شد ، به فكر گناهش بود و با خود مى گفت خدايا گناه دارم و بد كردم . اما فرد مؤمن مغرور عبادتش بود و با خود مى گفت من آن هستم كه فراوان عبادت كردم ، پس اهل بهشت هستم ، آرى عُجب او را فرا گرفت و منحط شد . امام صادق عليه السلام مى فرمايد : شخص مؤمن از مسجد كه بيرون آمد كافر و فاسق بود و شخص فاسق را خدا پذيرفته بود .
عُجب دليل عدم پذيرش توبه
مواظب باشيد عُجب شما را فرا نگيرد و هر گاه كه توبه نموديد نپنداريد