تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

فاسق ، دور از رحمت الهى

شايد بيشتر از پنجاه آيه در قرآن وجود دارد كه مى فرمايد : « . . . و اللهُ لا يَهديالقومَ الفاسِقينَ » ( صف / ) « . . . انّ الله لا يهديالقومَ الظّالمين » ( انعام / ) « . . . انّه لا يُفلِحُ المُجرِمُونَ » ( يونس / ) هدايت در اينجا ايصال الى المطلوب بوده و بدين معنى است كه دست عنايت خدا بر سر فاسق نبوده و فاسق زير پرچم الهى نيست . « انّه لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَيالّذينَ امَنُوا وَ عَليرَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ انَّما سُلْطانُهُ عَلَيالّذينَ يَتَوَلَّونهُ وَ الَّذينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ » ( نحل / و ) يعنى اگر اانسان باتقوا باشد ، زير پرچم حق قرار گرفته و دست عنايت خدا بر سرش است . اما اگر تقوا نداشته باشد ، زير پرچم شيطان مىشود . چنين فردى لحظه به لحظه روى به بيراهه دارد و ديگر معنا ندارد كه خودسازى كند و يا براى اين شخص سير و سلوك درست كنيم . پس منزل دوم در سير بسوى حق ، تقوا است . در ابتدا سوره ى بقره مى فرمايد : « الم . ذلِكَ الكِتابَ لا رَيْبَ فيهِ هُديلِلْمُتَّقِى نَ » ( بقره / ) جمله « هُديللمتقين » در قرآن بيش از پنجاه بار تكرار شده است . هدايت در اينجا به معنى ارائه طريق نيست . زيرا او براى همه هست . « انّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امّا شاكِراً وَ امّا كَفوراً » ( دهر / ) بلكه هدايت در اينجا ايصال الى المطلوب است . يعنى حق تعالى ،