براى پيامبر پيدا شده ، خجالت زده مىشود و براى اين حال گريه مىكند . حال غفلت به اين معنا كه از جنبه يلى الربى به جنبه يلى الخلقى مى آيد . مانند خوردن ، آشاميدن ، تماس با همسرش و تماس با مردمش و اين را يك حال تقصير براى خود حساب نموده و برايش گريه مىكند .
اميرالمؤمنين سلام الله عليه از همين تقصير ، در دل شب گريه ها مىكند گناهانى كه معصومين به خودشان نسبت داده اند و گناهانى كه در دعاى كميل اميرالمؤمنين نسبت به خودش مىدهد از اين قبيل است . ايشان خود را مقصر مىداند و همين كه بايد هميشه الى الله تبارك و تعالى توجه داشت ، ولى گاهى اين توجه نيست ، براى او گناهى بزرگ است .
انسان در ميان خوف و رجاء
شما نيز همواره حال تقصير را در خود حفظ كرده و خويش را مقصر بدانيد . اميد و رجايى كه در روايات آمده به همين معنا است . در روايات آمده كه انسان بايد همواره ميان اميد و خوف باشد قرآن شريف درباره ى مؤمن مى فرمايد :
« تَتَجافيجُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » ( سجده / 16 )
يعنى افرادى هستند كه در دل شب از جا بلند شده و با خدا راز و نياز دارند . گاهى صفت جمال خدا در اينها اثر مى گذارد و خدا را مى خوانند و گاهى صفت جلال خدا در اينها اثر گذارده و خدا را مى خوانند . يعنى گاه مى ترسند ، اما از خود و از تقصير خود و گاهى نيز اميد و رجاء دارند ، اما از طرف پروردگار حق .
به عبارت ديگر وقتى به خدا و رحمت او مى نگرد ، رجاء پيدا مىكند