كه غلها و يوغها به آثار نفسانى آنها اشاره دارد ، زيرا شيطان اعمال نفس را چنان برايش مىآرايد و خوب جلوهگر مىسازد كه تبديل به خويها و عاداتى مىشود كه صرف نظر كردن از آنها دشوار مىگردد .
امّا پرده همان ظلماتى است كه دل را فرا گرفته ، و ضمير درون آن خاموش مىشود ، و نور خرد پنهان و پوشيده مىگردد ، و بشر حس نمىكند كه در مهلكه واقع شده است ، بلكه مىپندارد بر راه راست و درست مىرود .
[ 10 ] هنگامى كه غلها و يوغهاى ضخيم پيرامون دل غافل را فرا گيرد ، و صاحب آن را در ميان سدها و ديوارهاى جرم و گناه فرو گيرد ، و ظلمات جهل ديدهء او را فرو پوشد ، آدمى به درك اسفل مىرسد و از هشدار و بيم دادن سودى نمىبرد ، و مثال دل او همچون جسمى بيمار مىشود كه دارو نمىپذيرد ، و از اين رو اميد تندرستى او نمىرود .
«
وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
- تفاوتشان نكند ، چه آنها را بيم دهى و چه بيم ندهى ، ايمان نمىآورند . » اين سرانجام بد انتظار تمام كسانى را مىكشد كه از پروردگار خويش غافل مىشوند و شيطان آنها را مىربايد ، و خود با هواها و اميال و شرايط همراه مىشوند و به منجلاب فرو مىروند تا يوغهاى عادت و گروه پرستى ، و تسلّط جويى با گناه ، و ديوارهاى نظام فاسد اقتصادى و سياسى و فرهنگى آنها را فرا مىگيرد ، و ظلمات جهالت ديدگانشان را مىپوشاند ، و در آن حال هشدار و بيمدادن سوديشان نمىرساند . بر بشر واجب است كه از همان نخستين گامى كه او را به سوى ژرفاى دوزخ مىكشاند بپرهيزد ، زيرا هر چه در اين كجراههء شيبدار پايين رود جاذبهء ژرفاى دوزخ / 99 قوىتر مىشود .
[ 11 ] راه نجات از حلقههاى دام پيچ در پيچ شقاوت و تيرهبختى از گذرگاه جنگ با جبت ( بت جادوگر ) و جهاد با طاغوت ( طغيانگر و متجاوز ) ، و در نتيجه پرهيز از غلها و سدّهاست .
چگونه ؟