آيا اسب را ديدهاى كه چون صاحبش لگامش را سخت بكشد چه گونه سر خود را بالا مىبرد ؟ گويند : « مقمح - عنان كشيده و سر به بالا كشانده » چنان است ، كه توانايى ديدن اطراف خود را ندارد و نمىتواند حركت كند .
[ 9 ] سياق آيات در بيان شقاوت و بدبختى اين گروه غافلان كه منافذ عقلشان مسدود گشته ( شايد به سبب يوغهايى كه بدانها بسته شدهاند ) پيش مىرود و گويد در پيش روى و پشت سرشان ديوارهايى نهادهاند ، و ديدگانشان پوشانده شده و به سبب آن دو ديوار ياراى حركتى ندارند و با چشمان خويش خيرى را نمىبينند .
«
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا
- در برابرشان ديوارى كشيديم و در پشت سرشان ديوارى ، » پس نه مىتوانند پيش بروند ، و نه مىتوانند از گمراهى بازگردند ، و به سبب گناهانى كه مرتكب شدهاند به گردنههايى افتادهاند كه آنها را از راه راست باز مىدارد و بيشتر منحرف مىكند .
«
فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
- و بر چشمانشان نيز پردهاى افكنديم تا نتوانند ديد . » خطاهاى آنها اطرافشان را فراگرفته و راه ديدشان را فرو بسته و نمىتوانند ببينند و در ميان ديوارها احاطه شدهاند ، / 98 زيرا گناهانى كه انسان مرتكب مىشود آثارى در واقعيّت خارجى به جاى مىنهند ، و تبديل به ديوارها و سدّهايى در برابر هدايت و سعادت بشر مىشوند . آيا كسى را كه به حزبى كافر پيوسته و براى انتشار اصول گمراه كنندهء آن حزب و پرورش نسلى از مردم بر آن اصول كار مىكند ديدهاى . آيا چنين كسى مىتواند از آن تشكيلات جدا شود و رهايى يابد ؟ هرگز . . .
بلكه مثال او همچون كرم ابريشم است كه پيلهاى به دور خود مىتند و خود درون آن مىميرد ، همچنين است وضع كسى كه به ستمگرى كمك كند تا او بر بلاد مسلّط شود . وى اسير كردار خود مىشود و چه بسا كه خدا آن ستمگر را بر خود او نيز مسلّط كند ، و به شمشير سركشى و كينى كه بر روى مردم كشيده است كشته شود .
شايد دو ديوار يا دو سدّ در اين جا اشاره به جرايم خارجى باشد ، در حالى