شكست ، زيرا از جانب پيروزمند چيرهاى نازل شده كه با توانمندى خود رسالتهاى خويش را تأييد و تقويت مىكند ، و اين امر استمرار پرتو افشانى اسلام را در زمين ، با وجود تمام موانعى كه گردنكشان در برابر آن قرار مىدهند ، مىرساند .
[ 6 ] امّا هدف اين رسالت همان بيم دادن و هشدار گروه بىخبران و غافلان است كه پيش از پيامبر ( خاتم ) بيمدهنده و هشدار دهندهاى نزد آنها نيامده است .
«
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
- تا مردمى را بيم و هشدار دهى كه پدرانشان بيم داده نشدند و در بىخبرى بودند . » / 96 اغلب مفسّران اين آيه را چنين تفسير كردهاند كه آنها قومى بودند كه پدرانشان پيش از آن بيم داده نشده بودند ، و اين مخالف با گفتهء خداست كه :
«
وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ
- و هيچ ملّتى نيست مگر آن كه به ميانشان بيم دهندهاى بوده است » ، « 9 » و تفسيرى ديگر وجود دارد كه حرف ( ما ) را موصول قرار مىدهد و معنايش به تقريب چنين مىشود : « تا قومى را بدانچه پدرانشان از عذاب بيم داده شدهاند ، هشدار دهى » .
به هر حال خواه اين يا آن تفسير را بپذيريم ، در واقع معلوم است كه قوم پيامبر از ، مدّتى طولانى بيم داده نشده بودند ، پس آنها پيش از او بيم و هشدار داده نشده بودند ، و اين معنى را در آيهاى ديگر مىيابيم كه : «
وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ
- و پيش از تو بيم دهندهاى بر آنان نفرستاديم » ، « 10 » ولى آيا اين بدان معنى است كه آنها هيچ گاه بيم و هشدار داده نشده بودند ؟ هرگز . . .
[ 7 ] سياق مطلب مبارزهها و ستيزههايى را يادآور مىشود كه پيامبر خاتم - مانند ديگر پيامبران - در راه دعوت با آنها روبرو شده است ، پس اين مردم ايمان نخواهند آورد ، و به زودى نبردى تلخ ميان او و ايشان درخواهد گرفت ، و اين نبرد
هامش
( 9 ) - فاطر / 24 .
( 10 ) - سبأ / 44 .